هنرستان کشاورزی شهید باهنر خمین

گياه سيكلمن را بايد در خنك ترين مكان يعني كنار پنجره رو به شمال قرار داد و بهترين درجه حرارت براي اين گياه زيبا 10 الي 16 درجه مي باشد.متقابلا از دادن آب سرد به گياه بايد خودداري كرد.

بهتر است آب را از انتهاي گلدان به ريشه ها رساند به اين ترتيب كهگلدان را در سطل آبي كه تا حدود 30 درجه گرم شده بمدت چند دقيقه قرار ميدهيم…

يكي از دوستان(آرزو)اينگونه عنوان داشته بود كه برگهاي اين گياه را كه تازه خريداري نموده در حال زرد شدن است،از آنجائي كه اين مشكل همه گيره در ذيل به ان اشاره ميكنم.

اگه برگها زرد شده ولي تاج گل سالم مانده بعلت خشكي و گرمي هواست و حتي ميتونه از كم آبي و اشعه مستقيم خورشد هم باشه…

اگه به مطالب بالا اهمين ويژه اي بدهيد،گلي زيبا خواهيد داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:34  توسط هنرآموز | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:7  توسط هنرآموز | 

*بيماري عفوني است كه بيشتر در احشام ديده ميشود . ولي ممكن است انسان نيز به بيماري مبتلا گردد .نام بيماري از لغت ( زغال ) گرفته شده است چون اسكار بيماري بصورت زخمي با  دلمه سياه رنگ مشاهده ميگردد .

عامل بيماري با سيل شاربن ( BACILLUS ANTHRACIS  ) با سيلي است گرم مثبت بدون حركت كه ايجاد اسپور مي نمايد .در محيط 37 درجه در آزمايشگاههاي معمولي بخوبي رشد ميكند و بعد از 8 تا 12 ساعت رشد ميكند و در مدت 18-36 ساعت انكوباسيون بصورت كلني هاي سفيد مايل به خاكستري به قطر 3-2 ميلي متر در محيط كشت ديده ميشود .اندازه ميكروب (10-3 طول و 3/1-1 قطر ) ميباشد اسپورميكروب در خاك براي چند سال زنده ميماند .


بيماري  در انسان به صور مختلف ديده ميشود . فرم پوست ( Cutaneous anthrax  ) در اين فرم ميكرب به صورت اسپور از راه زخم هاي پوستي يا بوسيله فيبرهاي مو و پشم به قسمت لايه زيرپوستي وارد شده و در آنجا تكثير مي نمايد . و در اثر ايجاد سم باعث نكروز هموراژيك و سياه زخم پوستي ميشود . و بالاخره با پيشرفت بيماري ، از طريقه انتشار خوني ميكرب ايجاد باكتريمي و توكسمي مي نمايد . و در همان منطقه ايجاد لنفوآدنوپاتي و لنفآنژيت ميماند و بالاخره نكروز رو به بهبود رفته و بصورت يك اسكار كوچك در روي پوست باقي مي ماند .


ذرآت حامل با سيل سياه زخم كه كمتر از 5 ميباشد به آلوئول هاي ريوي رسيده و بوسيله ماكروفاژها بلع ميشوند و به سمت غدد لنفاوي مجاور منتشر ميگردد اسپور در فرم ژرميناتيو تكثير يافته و ايجاد خونريزي نكروز و لنفادنوپاتي گرديده و باعث ادم و خونريزي در مدياستن ميگردد و از طريق انتشار خوني باعث پنوموني و مننژيت خواهد شد در فاز سپتي سميك توكسين ميكرب بطور مستقيم بر روي آندوتليوم عروق ريوي اثر نموده و باعث ترمبوز عروق ريوي شده و بالاخره سرانجام نارسائي ريوي و اختلال در مركز تنفسي و مرگ را باعث ميشوند .

Gastrointestinal anthrax

فرم گوارشي بيماري از طريق آلوده بودن غذاهاي حيواني و ورود آن بدستگاه گوارش باعث بيماري ضايعه اوليه در روده ها در سطح مخاط و بيشتر در ناحيه ايلئوم و سكوم مشاهده ميگردد اين مرحله را مرحله اوليه بيماري گويند و همراه با آدنيت مزانتر ميباشد . و بالاخره در جدار روده ضايعات نكروتيك وهموراژيك ظاهر شده ، ممكن است به سپتي سمي و سياه زخم نقاط دوردست را باعث شود .

هنگام بلع غذاهاي آلوده به سياه زخم ممكن است ناحيه اوروفارنكس لوزه ها و مخاط فارنكس به ميكرب آلوده شده و باعث ايجاد زخم و رهاشدن توكسين همراه با آدنوپاتي وادم كه مجموعا باعث اشكال در تنقس مي نمايد .


مننژيت سياه زخم كه يك مورد آن نيز از بخش كودكان لقمان حكيم گزارش شده بيشتر ثانويه به سياه زخم جلدي يا ريوي و يا گوارشي گزارش شده است .Toxin  سم بيماري به ويرولانس ميكرب و به ساختار كپسولي ميكرب بستگي دارد .
سم سياه زخم داراي سه فاكتور است

      1.   فاكتور ايجاد كننده ادم

      2.   فاكتور محافظت كننده آنتي ژن

      3. فاكتور مرگ آور  Lethal factor  


سياه زخم پوستي معمولا روي صورت گردن ظاهر ميشود . دوره كمون بيماري 10-1 روز (بطور متوسط 5-2 روز است ) زخمي است گرد كوچك خارش دار و بدون درد و به اندازه cm 1   سانتي متر ، در ظرف چند روز اين برجستگي كوچك به صورت يك طاول با اطراف قرمز رنگ كه اطراف آن را ادم احاطه نموده مشاهده ميگردد .بعضا با لنفانژيت و لنفادنيت همراه ميباشد و بالاخره علائم خونريزي در مركز اين زخم ملاحظه مي گردد .
بتدريج زخم بعد از پاره شدن طاول از يك ماده سروز زرد رنگ پر از باسيل سياه زخم مشاهده ميگردد ، به مرور به يك زخم با اسكار سياه رنگ تبديل ميشود و بالاخره دو هفته بعد از اسكار خشك مي گردد .
در صورتيكه اين زخم در نواحي كه پوسته شل و شكننده دارند با ادم شديد در اطراف خود همراه است . مثلا اگر زخمي در نزديكي چشم باشد ادم از طرفي به سر و صورت . از طرفي به گردن و قسمت فوقاني توراكس منتشر خواهد شد .


ادم وخيم بندرت همراه با ضايعات پوستي شاربن است و به صورت زخمهاي طاولي تب وتوكسمي شديد همراه است .


فرم ريوي اين بيماري داراي كمون 5-1 روز ( بطور متوسط 4-3 روز است ) معمولا اين فرم بيماري داراي دومرحله است . در فاز اول علائم ريوي خاص وجود ندارد و بيماري با تب كوفتگي خستگي درد عضلات و بعضا با سرفه هاي خشك همراه است و در بالغين ممكن است با درد قفسه صدري همراه باشد . در امتحان باليني در سمع ريه رال برونشيك شنيده ميشود . و بالاخره مرحله بعدي كه چند روز بيشتر طول نميكشد با علائم ديسترس تنفسي تب بالا نفس تنگي سيانوز و استريدوردمي است .و در همين مرحله ادم ناحيه گردن و قسمت فوقاني توراكس ديده ميشود . در اين مرحله در سمع ريه رال هاي كرپيتان در ريه شنيده ميشود و در راديوگرافي مدياستن پهن گرديده و ممكن است بيمار داراي مايع در پلور باشد . بيمار در مدت 24 ساعت ممكن است بميرد .


در اين فرم بيماري دوران كمون بيماري 5-2 روز است و علائم شكمي بصورت درد تهوع استفراغ و بي اشتهائي همراه است . بيمار تب دارست و با پيشرفت بيماري درد شكم شديد شده همراه با هماتمز و اسهال خوني است . بعضا ممكن است آسيت را در معاينه شكم لمس كنيم با پيشرفت بيماري سيانوز شوك و توكسمي و بالاخره مرگ در مدت 5-2 روز عارض ميشود .
بعضا ظهور مرگ را دو روز پس از استقرار بيماري دانسته اند
گرفتاري اوروفارنكس همراه با تب بي اشتهايي ادم سرگردن و لنفوآدنوپاتي همراه است . بعضا زخم را در مخاط حلق روي لوزه ها يا ديواره خلفي فارنكس و كام سخت مشاهده ميكنيم .
ادم هميشه با اين نوع بيمـــــاري همراه است كه باعث اخــــتلال در تنفس و بعضــــا خفگي مي گردد .


 اين فرم بيماري شبيه به انواع ديگر مننژيت باكتريال است .


امتحانات و مطالعات سرولوژيك نشان داده است كه تا چند سال بعد از بيماري مصونيت ادامه دارد و ابتلا مجدد به بيماري ثابت نشده است .


كشت ميكرب بيماري از زخم پوستي در آزمايشگاههاي معمولي امكا ن پذير است و همچنين ميتوان از كشت خلط وجود ميكرب را ثابت كرد مگر اينكه عارضه ريوي ثانويه به عارضه پوستي باشد .
در نوع درگيري دستگاه گوارش مواد متفرقه حاوي ميكرب است . همچنين ميتوان مايع نخاعي مغـــــزي را كشت داد . در تمام انواع بيماري ممكن است كشت خون مثبت باشد تست هاي فلورسانت آنتي بادي ممكن است وجود باسيل سياه زخم را ثابت كند .
امتحانات سرولوژيك مثل (
TEST Elisa , Indirect Hemagglutination  ) و اخيرا تست Etectrophoretic Immunotransblots  در تشخيص بكار ميرود . 


 نوع پوستي سياه زخم با عفونت هاي جلدي استافيلوكوكسي تولارمي طاعون و درماتيت طاولي قابل تشخيص افتراقي است . و نوع ريوي آن با بيماري هاي ريوي با تابلو باليني مشابه تشخيص افتراقي دارد . درگيري دستگاه گوارش با سالمونلوزيس شيگلوزيس و عفونت هاي پرسينا مشابه است.  و بعضا با آپانديسيت حاد قابل اشتباه است . فرمهاي اوروفارنكس بعضا شبيه به ساير عفونت هاي دستگاه تنفس فوقاني و اوروفارنكس ميباشد .


پيشگيري عبارتست از مصون داشتن حيوانات ( احشام ) و بكار بردن واكسن نزد آنها است و فرآورده هاي انساني مثل پوست و پشم و استخوان بايد بوسيله فرمالدئيد و اتيلن اكسيد و با بخار  حرارت و با اشعه گام  ضد عفوني شود .و در كارخانجات رعايت بهداشت در تهيه لباسهاي كه از پشم و پوست حيوانات بعمل ميايد الزامي است ضمنا در نقاط آلوده از واكسن انساني بدون سلول استفاده مي گردد .
راه انتقال انسان به انسان و با گزش حشرات گزارش نشده است .


 داروهاي انتخابي در درمان سياه زخم پني سيلين است .
در انواع خفيف از پني سيلين (V) به مقدار /000/50 واحد براي هر كيلوگرم در 24 ساعت در 4 روز و به مدت 10-7 روز . در انواع متوسط و شديد سياه زخم پوستي از پني سيلين پروكاينه به مقدار 000/40 تا 000/30 واحد براي هر كيلوگرم وزن در 24 ساعت در سه نوبت بمدت ده روز از طريق عضلاني بكار ميبرند . همچنين در اطفال بالاتر از 8 سال ميتوان از تتراسيكلين به مقدار mg 15  ميلي گرم براي هر كيلوگرم در 24 ساعت در چهار دوز بطور خوراكي و بمدت 7 روز بكار ميبرند راه درمان با تتراسيكلين بيشتر در كساني است كه به پني سيلين حساسيت نشان دهند .
ضمنا ضايعات پوستي بايستي تميز و پانسمان شود و نبايستي زخم منطقه پوستي را بوسيله جراحي برداشت . سياه زخم ريوي و همچنين مننژيت با پني سيلين كريستال از نوع (
G) جي بطور داخل وريدي 000/400 واحد براي هر كيلوگرم وزن در 6 دوز تقسيم و بمدت 10 روز ادامه ميابد ضمنا آنتي توكسين اختصاصي از مرتاليتي بيماري از 28% به 6% كاهش ميدهد .


با وجود درمان با آنتي بيوتيك مرگ بعلت مننژيت سياه زخم 100% است و در نوع ريوي 90% است . مرگ بعلت سياه زخم پوستي بدون درمان 20%-10% و با درمان پني سيلين كمتر از 1% است . مرگ و مير در نوع گوارشي از 50%-25% درصد گزارش شده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:5  توسط هنرآموز | 

پدیده های نوین ٬ استراتژی های جدید را برای گاو نزدیک زایمان توصیه می کند

 

گاوها هرچه به زمان زایمان و آغاز دوره  شیر دهی جدید نزدیک تر می شوند ٬ دچار تنش یااسترس بیشتری می شوند . در خلال این دوره ی انتقال ٬ بسیاری تغییرات بیولوژیکی جهت مراحل مختلف زایمان و شروع شیر دهی رخ میدهد و البته تغییرات عمده تری در روش مدیریت این دوره نیز انجام می شود که مزید بر استرس های بیولوژیکی می باشد .

همانگونه که همگان قبول دارند ٬ دوره ی انتقال دوره ی بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار متخصصین عملی تغذیه ی گاو و محققین دانشگاهی ٬ مشکلات اوایل دوره ی شیر دهی همچنان وجود دارد . یک توصیه عملی بسیار معمول این که دریافت مواد غذایی توسط دام را قبل از زایمان باید تحت نظر گرفت . دریافت غذا به ویژه در هفته ی آخر قبل از زایمان یک مسئله طبیعی است .

سه هفته قبل از زایمان دریافت ماده ی خشک گاو وتلیسه ی شکم اول حدود 9/1 و7/1 درصد وزن بدن آن می باشد ولی تفاوت های عمده ای از یک گله تا گله دیگر از نظر در یافت ماده ی خشک دیده شده است . متاسفانه زمانی که نیاز گاو به مواد غذایی جهت رشد جنین و آماده شدن سیستم پستانی برای دوره ی  شیر دهی بعدی افزایش می یابد ٬اشتهای گاو کاهش پیدا می کند . به همین علت توصیه ی افزایش دادن دریافت ماده ی خشک (مواد غذایی) به نظر منطقی می آید.

حدود 10 سال قبل تحقیقی انجام دادیم که در آن گاوهایی که به طور طبیعی قبل از زایش ٬ کاهش دریافت غذایی داشتند با گاوهایی که به طور دستی تغذیه ی اجباری شدند (به صورتی که دریافت ماده ی خشک آنها کاهش نیافت ) مقایسه گردیدند ٬ گاوهایی که به طور اجباری تغذیه شده اند ٬ تمام پس مانده ی آخور آنها به صورت دست ی وارد شکمبه آنها شد (از طریق فیستول بادریچه ی تعبیه شده ). شکل شماره 1 دریافت ماده خشک 2 گروه گاو را نشان می دهد در مقایسه گاوهائی که تغذیه اجباری داشتند و دریافت ماده خشک  آنها کاهش نداشت ٬وضعیت آنها پس از زایمان بهتر از گروه شاهد بود . چربی کمتری در کبد و کتون کمتری در خون داشتند و آنها شیر بیشتر و با درصد چربی بالاتری تولید کردند . برداشت منطقی از این تحقیق افزایش مقدار در یافت ماده ی خشک در قبل از زایمان بود و این توصیه پیغامی بود که از آن زمان ما به دامدار ٬دامپزشک و متخصص تغذیه ارسال می کردیم .

 شواهد قوی وجود دارد که احتمال برداشت دیگری از نتایج تحقیق فوق را تقویت می کند . تحقیقاتی در دانشگاه ایلینویز و اخیراً در دانشگاه فلوریدا انجام گردیده که نتیجه گیری جدیدی را عرضه می کند و آن این محدودیت تغذیه در دوره ی انتقال (دوره ی خشکی ) به خوبی تغذیه اجباری یا تغذیه آزاد پاسخ داده است . شکل شماره (2) منحنی دریافت ماده ی خشک با محدودیت را نشان می دهد . دقت کنید که دریافت ماده ی خشک تغذیه با محدودیت و تغذیه گروه شاهد (طبیعی) در قبل از زایمان برابر است . تحقیق دانشگاه ایلینویز نشان داد که چربی کبد گاوهای تغذیه شده با روش محدودیت ٬ کمتر بوده و پس از زایمان دریافت ماده ی خشک آن ها بالاتر رفته است .

جهت دستیابی به پاسخ واقعی ٬ نیاز به بررسی مجدد نتایج مطالعه ی تغذیه اجباری و تحقیقات انجام شده در دانشگاه های ایلینویز و فلوریدا داشتیم .

پس از بررسی نتایج تحقیق قبلی خود که در آن گاوها به روشی تغذیه شده بودند که موجب تفاوت فاحشی در دریافت ماده خشک گاوهای خشک نزدیک زایش گردید به این نتیجه رسیدیم  که نتایج تحقیق ما هیچ گونه رابطه ای میان میانگین دریافت ماده ی خشک 3 هفته ی آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمانرا نشان نداد ولی رابطه معنی داری را بین کاهش دریافت غذا در سه هفته آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان  گاوها را نشان داد . بدین معنی که هر چه دریافت غذا کاهش بیشتری داشت جمع شدن چربی در کبد بیشتر بود . در تحقیق اولیه ی ما تغذیه ی اجباری به ما این امکان را داد که دریافت غذا را به حداکثر برسانیم وهمچنین در جهت پیشگیری از کاهش دریافت مواد غذایی در قبل از زایمان کمک زیادی کرد و اکنون با پدیده های نوین توصیه می گردد بالا بردن دریافت غذا به سمت حداکثر ٬ جهت سلامتی و تولید خوب گاو پس از زایمان ضروری نیست . شاید بهتر باشد در دوره ی قبل از زایمان سعی و تلاش در جهت دریافت مواد غذایی شود تا بالا بردن دریافت مواد غذایی .

در یافت بالاتر ماده ی خشک زیان آور نیست و نباید علیه این کار تبلیغ گردد ولی اگر گاوها نتوانند مقدار دریافت ماده ی خشک را در خلال دوره ی زایمان ادامه دهند در معرض خطر بیشتری قرا ر خواهند گرفت . پر واضح است که امکان نگهداری اشتهای کل گاوها وجود ندارد و متاسفانه تحقیقات کافی در این خصوص وجود ندارد تا بتوان استراتژی مناسبی را در جهت جلوگیری از کم شدن دریافت ماده ی خشک ارایه نمود . تنها توصیه های منطقی را می توان قبول کرد و بکار برد . در دوره ی قبل از زایش یا دوره ی خشکی نزدیک زایمان به طور طبیعی گاو غذای کمتر می خورد بنابر این پیشگیری از هر مسئله ای که باعث کاهش بیشتر دریافت غذا گردد٬بسیار مهم و حیاتی است .

مهم ترین نکات جهت یادآوری :

-          جایگاه گاوهای نزدیک زایمان را متراکم نکنید . این مشکل معمول گاوداری هاست به ویژه گاوداریهای توسعه  یافته و در تهیه ی جایگاه مناسب جهت گاوهای در حال انتقال موفق نشده اند . تراکم جمعیت در جایگاههای با Free-stall 90% تعداد جایگاه آزاد انفرادی است . در جایگاه های بدون free-stall و باز حدود 30 متر مربع (مسقف و آزاد )برای هر گاو باید در نظر گرفته شود .

-          از جابه جایی بیش از حد پیشگیری کنید . محیط های جدید و گروه جدید گاو ایجاد تنش می کند . داشتن گروه های متعدد لزوماً یک حسن نیست . به ویژه از جابه جایی گاو وتلیسه قبل از زایش باید اجتناب شود .

-          گاو و تلیسه را در صورت امکان جدا از هم نگهدارید . با این که حساسیت تلیسه نسبت به گاو در برابر مشکلات کم تر است ولی اگر در محل غذاو آخور قادر به رقابت با گاو نباشد با جدا سازی آنها این مسئله ایجاد مشکل نخواهد کرد .

-          از تغییر شدید جیره ی غذایی اجتناب گردد . به خصوص از افزودن ناگهانی مواد غذایی که خوش خوراک نیستند از قبیل (پودر خون٬ چربی) جلوگیری شود . دوره ی انتقال زمان خوبی جهت تغذیه دام با علوفه ی خراب یا کپک زده نیست .

-          از غذای کاملاً مخلوط جهت تغذیه ی گاوهای نزدیک زایش استفاده گردد تا قابل جدا سازی و و انتخاب گاو نباشد .

بدین وسیله از مصرف نشاسته و کنسانتره بیش از حد جلوگیری خواهد شد و حتی مواد غذایی غیر خوش خوراک را به این روش می توان به گاو خوراند .

-          از تنش گرمایی جلوگیری کنید . به طور معمول به گاوهای شیری از این نظر رسیدگی می شود و نباید گاوهای نزدیک زایمان را فراموش کنید .

-          آب تازه و به مقدار کافی در اختیار گاوها قرار دهید . روش تغذیه محدود کننده ی مقدار غذا یک امتیاز است به خصوص برای گاودارا نی که نمی توانند مقدار بالای دریافت غذا در گروه گاوهای نزدیک زایمان را انجام دهند و یا گاودارانی که ترجیح میدهند به طور اجبار دریافت ماده غذایی را بالا ببرند . با محدود نگه داشتن در یافت غذا ٬ احتمال کاهش شدید اشتها و دریافت ماده ی خشک در نزدیک زایمان افزایش می یابد . از نقطه نظر علمی کاربردی محدود کردن در یافت غذا بسیار ساده و قابل انجام است و تنها با افزایش فیبر انجام می شو د . تعداد زیادی مطالعه و تحقیق نشان داده اند که دریافت غذا توسط گاو نزدیک زا Close-up ارتباط زیادی به مقدار فیبر جیره دارد . برای موفق شدن در محدود کردن غذای دریافتی باید غذا را در آخور ها با گردن گیر و یا در Stanchion انجام داد . در صورتی که تغذیه به طو ر گروهی انجام شود٬ رقابت موجب خواهد شد که تعدادی گاو غذای بسیار محدودی در یافت کنند و تعدادی دیگر به طور غیر محدود غذا بخورند . متاسفانه به اندازه کافی مطالعه و تحقیق در این رابطه که سطح فیبر جیره و مقدار جیره ی گاو های نزدیک زا چقدر باشد تا با کمترین استرس و  به آرامی دوره ی انتقال توسط گاو طی شود ٬ انجام نشده ولی به هر حال مدارک کافی وجود دارد که اشاره به تغذیه ی جیره با انرژی بالا (برای گاو close-up  (Mcal/nei/b/dm 0/72-0/70 ٬ (34-40 درصد کربوهیدرات غیر فیبری NFC و حداقل 32/0 NFC )که البته این توصیه صد درصد و تضمین علیه حل مشکلات پس از زایش نیست. پیدا کردن راه و روش صحیح برای گله ی شما همیشه ساده نمی باشد ولی اجازه ندهید که چند مشکل کوچک سد راه شما جهت رسیدن به پاسخ صحیح شود .

منبع: Hoars’s dairyman-September 2002

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 8:58  توسط هنرآموز | 
همه چيز درباره آنفولانزای پرندگان

  آنفولانزای مرغی (Avian Influenza) (AI)  بعنوان یک بیماری ویروسی پرندگان با قدرت توسعه و کشندگی بالا از سال 1909 شناخته شده است . در سال 1955 یک گونه خاص از ویروس آنفولانزا شناخته شد که بعدها طاعون مرغی (Fowl Plague) نامیده شد و زمانی نیزمشخص شد که آنفولانزای مرغی یک رنج وسیع از علائم بیماریها – از شدید تا ملایم – را در پرندگان خانگی سبب می شود .

علت شناسی بیماری (Aetiology):

     ویروسهای آنفولانزای مرغی جزئی از خانواده Orthomyxoviridae هستند که قطرآنها 120 – 80 نانومتر می باشد. .هسته ویروس از ریبونوکلئوپروتئین تشکیل شده است که بوسیله نوعی لیپید که خود ازدو نوع گلیکوپروتئین میخی  شکل  به  نامهای Haemagglutinin و Neuraminidase  تشکیل شده است ،  احاطه می شود. ویروس های آنفولانزایی که این خانواده را تشکیل می دهند در تیپ A (بسيار كشنده) ، B (با تاثيرگذاري سخت و متوسط) یا C (با تاثيرگذاري خفيف) رده بندی شده اند که مبنی بر تفاوت میان نوکلئوپروتئین ها وگلیکوپروتئین های سطح وآنتی ژنهای پروتئین ماتریکس آنهاست . ویروس آنفولانزای مرغی به نوع A متعلق است . 

  15 زیر گونه از Haemagglutinin و9 زیرگونه  Neuraminidase از ویروس تیپ A آنفولانزا وجود دارد که مي‌توانند با يكديگر تلاقي داشته باشند وويروس‌هاي جدیدی را ايجاد كنند به همين خاطر يك منبع عظيم ويروسهاي آنفلوانزافراهم مي‌شود كه بطور دايم دربين پرندگان درحال انتشار است .

شکل ۱ - شمایی از ویروس آنفولانزای مرغی

شکل ۲ - شمایی از ویروس آنفولانزای مرغی زیر میکروسکوپ

   تا امروزعامل تمام موارد شيوع انواع بسياربيماريزای آنفلوانزاي مرغي، ويروسهاي زيرگروه H5 و H7بوده است. تمام ويروسهاي زيرگروهH5 وH7 قدرت بيماريزاي بالايي ندارند، اما بيشتر آنها قابليت كسب اين توانايي را دارند. تحقيقات جديد نشان داده است سویه هایی از H5و H7كه بيماريزايي پاييني دارند مي‌توانند پس از چند دوره كوتاه انتشار در بين پرندگان جهش يافته و به ويروسهايي تبديل شوند كه قدرت بيماريزايي بالايي دارند. ویروسی که اخيرا در کشورهای مختلف شیوع یافته است  H5N1يا آنفلوانزاي حاد پرندگان است. به هر حال تا بحال تمامی ویروسهایAI بیماریزا که علل آنها بطور عامتر نسبت به بیماریهای تنفسی ظهور می کند به زیر نوعهای H5 یا H7 تعلق دارند . بطور مثال ویروس کلاسیک طاعون مرغی H7N7 است و ویروس عامل اپیدمی بزرگ در شرق ایالات متحده در سالهای83-1984 ، H5N2 بود .

     بیماریزایی ویروسهای AI به توانایی تریپسین (Trypsin) جهت جداسازی مولکول Haemagglutinin به دو زیر واحد وابسته شده است. ویروسهای H7 وH5 با صفت بیماریزایی فوق العاده ، چندین اسید آمینه دارند که در محل شکافت باقی می ماند . میزان حساسیت تریپسین وترتیب قرارگیری آمینواسید ها می تواند برای مشخص کردن اینکه یک ویروس جدا شده بالقوه بیماریزا است یا نه بکار رود.

میزبانان طبیعی :

     پرندگان خانگی ، مرغابی ها ، غازها ، بوقلمون ها ، مرغ شاخدار ، بلدرچین و قرقاولها مستعد بیماری می باشند .شیوع بیماری اکثرا در پرندگان خانگی و بوقلمونها رخ می دهد . یک ویروس جدا شده ویژه ممکن است بیماری سختی در بوقلمونها ایجاد کند اما در جوجه ها یا سایر گونه های طیور موثر نباشد . بنابر این به جهت اینکه ممکن است ویروس با جداسازی تغییر یابد، عمومیت دادن روی رنج میزبانان برای HPAI غیر ممکن خواهد بود. این فرض بوسیله گزارشات شیوع در مزارع ، جاییکه تنها یک گونه مرغی از میان چندین گونه موجود در مزرعه باعث ایجاد آلودگی می شود تایید می شود. همچنین بسیاری از گونه های پرندگان وحشی مخصوصا پرندگان آبزی و دریایی حامل هستند اما عفونت در این پرندگان عموما در معاینات بالینی غیر قابل تشخیص است .

توزیع جهانی : (World Distribution)

     ویروس AI احتمالا در پرندگان آبزی وحشی در همه جا موجود است . صفت بیماریزایی می تواند در پرندگان خانگی در هر کشور و در هر زمان بدون اخطارپدیدار شود و سبب بیماری گردد . درحقیقت شیوع در فاصله زمانی نامنظم در تمام کشورها اتفاق افتاده است. مهمترین اپیدمیها در زمانهای اخیر درسالهای 98-1997 و 2003 در هونگ کونگ ، درسال 2003درهلند  و در سال 2003در کره جنوبی اتفاق افتاده است .

شکل ۳ - سویه های مختلف ویروس آنفولانزای پرندگان

همه گیری شناسی ( Epidemiology ):

     منبع بی واسطه آلودگی برای پرندگان اهلی بندرت قابل تشخص است اما بسیاری از شیوعها احتمالا بوسیله تماس مستقیم یا غیر مستقیم پرندگان خانگی با پرندگان آبزی شروع می شود . بسیاری از سویه ها که درمیان پرندگان وحشی گردش می کند برای پرندگان اهلی،غیر بیماریزا و یا نیمه بیماریزا هستند. به هر حال سویه های بدخیم ممکن است هم بوسیله جهش ژنتیکی ویا بوسیله تغییرترتیب ژنی سویه های کم بدخیم پدیدار شوند . مدارک علمی نشان می دهد که مکانیزم سابق در سال 87-1983 در شرق ایالات متحده اتفاق افتاد .

شکل ۴ - پرندگان آبزی اولین مکانیزم شیوع ویروس 

     آلودگی انسانها با یک ویروس آنفولانزای مرغی درهونگ کونگ درسال 1997 باعث تجدیدنظردر نقش گونه های پرندگان دراپیدمی شناسی آنفولانزای انسانی شده است. یکبارکه AI بعنوان بیماری بسیار واگیر در پرندگان خانگی مستقر شود ، از این پس پرندگان وحشی در گسترش آن نقش زیادی ندارند زیرا پرندگان آلوده ویروس را در غلظت بالا درمدفوع و همچنین ترشحات بینی و چشمی دفع می کنند وبا یکبار ورود ویروس درجمعیت پرندگان ، ویروس از دسته ای به دسته دیگر به روشهای معمولی یعنی حرکت پرندگان ، سرایت از طریق تجهیزات آلوده، حمل تخم مرغ، واگنهای غذا وخدمه کارگری وغيره انتشار می یابد. بیماری عموما در یک گله بوسیله تماس مستقیم منتشر می شود اما در مرحله انتشار غیر منظم عمل می کند. سرایت بیماری توسط هوا در صورتیکه پرندگان دیگر در نزدیکی باشند و یا بوسیله جابجایی هوا ممکن است اتفاق بیافتد.

     پرندگان به آسانی از طریق ریزش تدریجی ویروس به داخل کیسه ملتحمه چشم ، مجاری بینی و یا نای آلوده می شوند. مشاهدات میدانی ابتدایی و مدارک آزمایشگاهی نشان می دهد که ویروس می تواند از زرده تخم مرغ و سفیده تخم مرغ ماکیانی که در اوج بیماری هستند استخراج شود . امکان انتقال عمودی ، بدلیل اینکه غیر محتمل است که جنین آلوده زنده بماند و از تخم بیرون آید مشخص نشده است. کوشش برای جوجه درآوری از تخم مرغها در شرایط عاری از بیماری از یک گله در حال تولید مثل ، زمانیکه در اوج بیماری هستند ، شکست خورد و جوجه ای حاصل نشد . این بدان معنی نیست که تخم مرغهای آلوده و  شکسته در داخل انکوباتورنمی تواند منبع ویروس باشد تا جوجه ها را بعد از اینکه سر از تخم بیرون آوردند آلوده کند. جوجه کشی تخم ها از یک گله بیمار شده احتمالا با یک ریسک قابل توجه همراه است .

علائم بالینی در طیور :

     علائم بالینی بسیار متغیر هستند و تحت نفوذ فاکتورهایی مثل درجه بیماریزایی ویروس آلوده کننده ، تاثیرات مربوط به گونه ، سن ، جنس ، بیماریهای همزمان و محیط هستند . در حالت بدخیم ( یا بیماریزایی زیاد ) AI که مشابه طاعون مرغی می باشد، بیماری بطور ناگهانی در یک دسته پرنده ظاهر می شود و بسیاری از پرندگان بدون داشتن نشانه های اخطار دهنده یا با کمترین نشانه های افسردگی ،بی میلی ،پرهای ژولیده و تب همه با هم می میرند. دیگر پرندگان نیزعلائمی از قبیل سستی و  قدم زدن لنگان لنگان نشان می دهند. مرغان ممکن است در اولین تخم گذاری تخم هایی با پوسته نرم بگذارند اما بزودی تخم گذاری متوقف می شود . پرندگان مریض اغلب در حالت نیمه بیهوش در حالیکه سرشان زمین را لمس می کند می نشینند و یا می ایستند . تاج و ریش کبود و ورم کرده هستند و ممکن است خونریزیهای درون پوستی و زیر پوستی ، علاوه بر تاج و ریش در نوک نیز ملاحظه گردد. اسهال آبکی فراوان بطور مکرر موجود است و پرندگان به شدت تشنه هستند . تنفس ممکن است با زحمت همراه باشد . خونریزی ممکن است روی قسمتهای بدون پر روی پوست اتفاق افتد. نرخ مرگ و میر از 50 تا 100 درصد متغیر است .

     در جوجه های گوشتی ،کمترین نشانه های بیماری با افسردگی شدید ، بی میلی و یک افزایش مشخص در مرگ و میر که اولین ناهنجاری مشاهده شده است مشهود است. ورم صورت و گردن ، همچنین نشانه های عصبی مثل کجی گردن و ناهماهنگی حرکتی نیزممکن است دیده شود . بیماریهای بوقلمونها مشابه مواردی است که در مرغان تخمگذار دیده می شود اما دو الی سه روز دیرتر ظاهر می شود و گاهگاهی با ورم سینوسها همراه است . در اردکهای خانگی و غازها نشانه های افسردگی ، بی میلی و اسهال مانند این نشانه ها در مرغان تخمگذار است . اگر چه خیلی اوقات با سینوسهای ورم کرده همراه است .پرندگان جوان ممکن است علائم عصبی نیز نشان دهند .

شکل ۵ - پرخونی و لکه های خونی در پوست پاها

شکل ۶ - تغییر رنگ تاج به آبی در پرندگان آلوده

شکل ۷ - ورم ناحیه ریش

واکسیناسیون :

ثابت شده است که واکسنهای روغنی با حالت غیر فعال درکاهش مرگ ومیر ، جلوگیری از بیماری یا هر دو در جوجه ها و بوقلمونها موثرند . این واکسن ها در برخی از پرندگان منحصر بفرد اگرچه ممکن است از ایجاد تلفات جلوگیری کنند ، اما نمی توانندازآلودگی جلوگیری کنند با وجود این مقدارتلفات نسبت به زمانیکه واکسیناسیون انجام نشده وطیورآلوده شده اند کمتر است . ضروری است که چرخش ویروس آنفولانزای مرغی و واکسن این سویه آنتی ژنی معلوم شود تا زمانیکه هیچ حفاظت متقاطع در میان 15 زیر گونه HA شناخته شده وجود نداشته باشد . واکسن جدید ویروس آبله مرغان شامل ژنی است که برای تولید آنتی ژن H5 کد سازی می کند واخیرا در برخی کشورها موافقت شده اما فعلا بطور وسیع استفاده نمی شود .

آسیب شناسی (Pathology) :

     پرندگانی که از بیماریهای سخت می میرند ممکن است کمتر آسیب های درشت شامل دهیدراتاسیون و پرخونی عضلات و احشاء را نشان دهند . در پرندگانی که بعد از یک دوره بالینی درازمدت می میرند ، خونریزی زیر پوستی و خونمردگی در سراسر بدن مخصوصا در حنجره ، نای ، پیش معده و چربی اطراف قلب وسطوح سروزی مجاور جناغ سینه روی می دهد. ورم زیر پوستی وسیعی مخصوصا حوالی سر و مفصل خرگوشی وجود دارد. لاشه ممکن است دهیدراته شده باشد . نقاط نکروزه شده زرد یا خاکستری ممکن است در طحال ، کبد ، کلیه ها و ششها ایجاد شود. کیسه هوایی ممکن است شامل یک ماده مترشحه باشد و طحال ممکن است بزرگ شده یا خونریزی کرده باشد .

AI      از نظر بافت شناسی به صورت اختلال عروقی که سبب ادم ، خونریزی زیر پوستی بطور ویژه در میوکاردیوم (ماهیچه قلب) ، طحال ، شش ها ، مغز و ریش(غبغب) شود توصیف می شود . نقاط نکروزه شده در ششها ، کبد و کلیه ها ایجاد می شود . رگدار شدن  و تخریب نورونها ممکن است در مغز اتفاق افتد .

تشخیص های افتراقی :

     بیماریهای زیر بایستی در تشخیص های افتراقی آنفولانزای مرغی مورد توجه قرار گیرد:

سایر بیماریهایی که سبب مرگ و میر بالای ناگهانی می شوند:

نیوکاسل ( Newcastle disease )

لارنگوتراکئیت عفونی ( تورم عفونی حنجره و نای )(LT)

طاعون اردکی ( تورم ویروسی روده اردک)

مسمومیت حاد

سایر بیماریها که سبب تورم تاج و ریش می شود:

وبای مرغی شدید و سایر بیماریهای عفونی خون (سپتی سمی)

التهاب باکتریایی بافت همبند تاج و ریش

     تشخیص بیماریها درشکل شدید کمتر ممکن است بغرنج باشد ،بسیاری از بیماریها با نشانه های تنفسی یا روده ای همراه هستند . AI بایستی در تمام بیماریهای واگیردار در طیور که تداوم می یابد با وجود اعمال پیشگیرانه و اقدامات درمان شناسی برای سایر بیماریها مورد ظن باشد.

منابع :

 Food and Agriculture Organization (FAO) http://www.fao.org



+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:17  توسط هنرآموز | 
نژادهای مشهور گاو گوشتی

بلان بلوبژ:

در کشورهای بلژیک و فرانسه وجود دارد و جزٕء نزادهای بومی و مقاوم این کشورهاست و خاصیت ماهیچه مضاعف در این نژادها دیده میشود . رنگ بدن اغلب سفید یکدست یا بلق سیاه وسفید است . وزن گاو بالغ 1250کیلوگرم است ، وزن گوساله هنگام تولد 48 کیلوگرم ، افزایش وزن روزانه به طور متوسط 1.5 کیلوگرم در روز است . گوشت این نژاد از کیفیت بسیار عالی برخوردار  است  و به همین علت قیمت آن از سایر گوشتها گرانتر است . بازدهی لاشه این نژاد 65 تا 70 درصد می باشد .

 

نژادهای سنتزی یا آمیخته :

 

نزادهایی هستند که از تلاقی دو یا چند نژاد با همدیگر به وجود می آیند . چون هر نژاد دارای یک سری ویژگی های منحصر به فرد می باشد و به وسیله آمیخته گری خصوصیات چند نژاد را در یک نژاد جمع می نماییم . در این نژادهای  سنتزی نزاد براهمن به عنوان یک پایه پدری استفاده می گردد . اکثر این نژادها از کشور امریکا می باشند .

 

برانگوس:

 

منشاء آن کشور آمریکا می باشد و از تلاقی براهمن و آنگوس می باشد که سه هشتم خصوصیات نژاد براهمن و پنج هشتم خصوصیات نزاد آنگوس را دارا است . رنگ بدن سیاه یکدست می باشد و قابلیت عادت پذیری بالایی به شرایط آب و هوایی را دارد .

 

بیف مستر :

 

منشاء آن آمریکا می باشد در اثر تلاقی سه نژاد شورت هورن یک چهارم ، هرفورد یک چهارم  ، و برهمن دو چهارم می باشند اکثراً قرمز یکدست است .

شاربرای :

منشاء آن آمریکا می باشد و از تلاقی دو نژاد شاروله سیزده شانزدهم و برهمن سه شانزدهم  بوده و رنگ آن سفید است .

 

برآرفورد :

 

از تلاقی براهمن و هرفورد بدست آمده است .

 

در ایران به علت ارتباط خویشاوندی گاوها توده های بومی در مناطق مختلف کشور وجود دارند که نمی توان به آنها نژاد گفت .

توده گاوهای جنگلی مثل گاوهای مازندرانی که شبیه برهمن و دارای کوهان نسبتاً بزرگ بوده و تولید شیر آنها 2 تا 3 کیلوگرم در روز است و جثه نسبتاض کوچکی دارند .

توده گاوهای کوهستانی : مثل سرابی که مخصوص نواحی سردسیر بوده و از نظر تولی شیر  مقام اول را دارد .

توده گاوهای مرکزی : مثل گلپایگانی که جثه کوچک داشته و مقاوم به بیماری می باشد و از نظر تولید شیر با درصد چربی بالا 6% معروف است .

توده گاوهای دشتی : مثل سیستانی از نظر جثه بر گاوهای ایرانی برتر بوده  و دومنظوره گوشتی و کار می باشد  .

تذکر : از گاو سرابی به عنوان جرسی ایران نام می برند به علت مشابه بودن از لحاظ فنوتیپ ، جثه و شرایط آب و هوایی محل پرورش و خصوصیات کمی و کیفی شیر مثل درصد چربی شیر .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:5  توسط هنرآموز | 
تصویب نظام جامع دامپروري ايران در مجلس چاپ پست الکترونیک

نايب رييس كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي گفت: طرح " نظام جامع دامپروري كشور " كه بر اساس اصل۸۵قانون اساسي به اين كميسيون ارجاع شده بود، به تصويب نهايي رسيد.

به گزارش ایرنا، علي معلمي پور افزود: در صورت تاييد نهايي اين طرح در شوراي نگهبان، اين قانون براي مدت پنج سال به طور آزمايشي اجرا خواهد شد.

وي افزود:اين طرح سال گذشته در مجلس مطرح و مقرر شد طبق اصل۸۵قانون اساسي به آن رسيدگي شود.

معلمي‌پور، علت تاخير در تصويب نهايي اين طرح را اجماع دو سوم آراي كميسيون دانست و گفت: بر اساس آيين نامه مجلس، در صورتي كه بررسي طرح يا لايحه‌اي طبق اصل۸۵قانون اساسي صورت گيرد، بايد دو سوم اعضاي كميسيون به آن راي موافق بدهند.

نماينده ميناب در مجلس يادآور شد: هم‌اكنون صنعت دامپروري كشور با مشكلات عديده‌اي نظير خلاء‌هاي قانوني، كمبود سرمايه‌گذاري رو به رو است.

وي ابراز اميدواري كرد: باقانوني شدن اين مصوبه، ضمن تشويق سرمايه‌گذاران به ورود به صنعت دامپروري كشور، از بوروكراسي موجود در اين حوزه كاسته شود.

معلمي‌پور، تعيين ضرب‌الاجل يك ماهه براي صدور پروانه فعاليت واحدهاي دامپروري را از جمله موارد مندرج در اين مصوبه برشمرد.

طرح "حفظ و حمايت از منابع دامي كشور" ضمن تعريف مجموعه اصطلاحات و ضوابط مربوط به دامپروري كشور، به موضوعاتي چون نحوه سرمايه‌گذاري و مكان‌يابي و تعيين ضوابط اين كار در بخش دام و طيور و نحوه استفاده از ظرفيتهاي موجود و ايجاد ظرفيتهاي جديد پرداخته است.

امنيت سرمايه‌گذاري در اين زيربخش و صنايع تبديلي و تكميلي در آن، نحوه ضوابط و موضوعات مرتبط با استاندارد تغذيه، حفظ و حمايت از بانك ژن صنايع دام و طيور كشور و مسايل مربوط به تشكلهاي بخشهاي خصوصي و تعاوني در اين رابطه و حضور در بازارهاي جهاني از طريق بازاريابي نيز از ديگر موضوعاتي است كه در اين مصوبه به آن پرداخته شده است.

86/9/26

 
< قبلی   بعدی >
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8:55  توسط هنرآموز | 

مديريت پرورش جوجه بوقلمون

محمد حسامی  

نگهداري بوقلمون در سنين جوجگي، يكي از مشكلترين مراحل پرورش بوقلمون است . بوقلمون هاي جوان نيز در مقابل عوامل بيماري زا كاملا حساسند از اينرو بايد توجه فراواني به آنها مبذول داشت . امروزه در اغلب كشورها بوقلمون را بصورت تجارتي و به تعداد زيادي نگه داري ميكنند وتعداد معدودي از شركتهاي اصلاح نژادي ، سويه هاي تجارتي مخصوص به خود را ارائه ميدهند كه از ضريب تبديل و قدرت رشد بسيار بهتري نسبت به ديگر نژادها برخوردارند .

در طريقه پرورش به صورت صنعتي، بايد با تحت نظر گرفتن شرايط محيطي تمامي نيازهاي بوقلمون را در نظر گرفت تا با تنظيم حرارت ، تهويه ، بهداشت و بالاخره جايگاه حداكثر نتيجه مطلوب حائز شود .

حرارت : حرارت در هفته هاي مختلف بايد به قرار زير باشد :

اواخر هفته اول 32 درجه – اواخر هفته دوم 29 درجه – اواخر هفته سوم 26 درجه – در اواخر هفته چهارم 24 درجه ( در تمام اين مدت حرارت سالن نبايد از 24 درجه سانتي گراد كمتر گردد ) اواخر هفته پنجم 21 درجه و اواخر هفته ششم 18 درجه سانتي گراد .

در روزهاي اول جوجه ها نبايد از منبع حرارتي دور شوند چون ممكن است سرما بخورند . اگر از دستگاه مادر مصنوعي استفاده ميشود بايد دور دستگاه مادر حصاري كشيد تا از آن دور نشوند و يا اگر از هيتر استفاده ميشود بايد تمامي سالن حرارت يكنواخت و مناسب ( 32 درجه سانتي گراد ) داشته باشد .

تهويه و رطوبت: براي رشد معمولي جوجه بوقلمون هواي تازه و تميز ضرورت دارد . به وسيله استفاده از پنجره هاي تهويه اي و همچنين هواكشهاي برقي ميتوان تهويه را كنترل كرده كه البته تهويه نبايد سبب سرد شدن سالن گردد . هنگام ورود به سالن ميتوان وضعيت تهويه را بخوبي تشخيص داد ، زيرا وجود هرگونه بوي نامناسب دليل عدم و نقص تهويه است . تهويه نامناسب از طرفي سبب كم كردن رطوبت ميشود ، وجود رطوبت در داخل سالن نيز يكي از نشانه هاي نقص تهويه است . سالن نگهداري جوجه ها هميشه بايد خشك نگهداري شود و اگر خشكي هوا بيش از حد لازم باشد رشد پرها كم شده و وضعيت پرها نامناسب ميگردد .

بهداشت و بهسازي: جلوگيري و پيش گيري از بيماري مستلزم رعايت اصول بهسازي و بهداشت است . از اينرو بايد لانه و همچنين وسائل را قبل از ورود و پايان هر دوره به خوبي شست و ضد عفوني نمود .

فضاي لازم : فضايي كه بايد در اختيار جوجه بوقلمون باشد : در هفته اول 30 جوجه در هر متر مربع ، در هفته 2~4 تعداد 20 جوجه ، در هفته 5 ~6 تعداد 10 جوجه ، در هفته 7 ~8 تعداد 8 جوجه ، در هفته 9~ 12 تعداد 5 عدد و در هفته 13 ~20 تعداد 2~3 بوقلمون در هر متر مربع.

وسائل نگهداري جوجه بوقلمون : وسائلي كه براي پرورش و نگهداري جوجه بوقلمون به كار ميرود تقريبا كاملا شبيه به ان چيزي است كه در پرورش جوجه هاي مرغ به كار ميرود .

استفاده از نور براي پرورش بوقلمون : در 48 ساعت اول بايد در تمام مدت شبانه روز از روشنايي در سالن نگهداري جوجه بوقلمونها استفاده كرد . بعد از اينكه جوجه بوقلمون ها به خوردن و آشاميدن عادت كردند بايد به مرور نور را كم كرد به طوري كه در سن 2 هفتگي به حداقل مقدار روشنايي رساند . معمولا مقدار 13- 14 ساعت نور در شبانه روز براي بوقلمون ها از سن 2 هفتگي به بعد كافي است . شدت نور نيز مهم است معمولا در 48 ساعت اول بايد از نور شديد تر و سپس از نور ضعيف تر استفاده نمود . طبق ازمايشي كه در انگليس انجام شده ، نور قرمز و سبز هر دو اثر خوبي از نظر رشد نسبت به نور سفيد در بوقلمونها دارند . ولي وقتي كه شدت انوار مذكور به اندازه شدت نور سفيد است اختلافي از نظر ميزان رشد در بوقلمون ها ديده نشده است ، از اينرو به نظر ميرسد مسئله شدت نور مهمتر از رنگ آن است . بوقلمونها نيز مانند مرغها در نور آبي قادر به ديدن نيستند از اينرو هنگام گرفتن آنها ميتوان از نور آبي استفتده كرد . به هر حال استفاده از نور ، به مدت 24 ساعت اثر بدي بر بوقلمون دارد . طرز استفاده كردن از نور در پرورش بوقلمونها بستگي به نژاد و طرز نگهداري و بالاخره سن فرستادن آنها به كشتارگاه دارد ولي از نظر راهنمايي از نور ميتوان به طريقه زير استفتده كرد:0~6 هفتگي : در 48 ساعت اول به طور دائمي از نور استفاده ميشود ،سپس ميزان روشنايي را به مرور به 14 الي 18 ساعت ميرسانند (كم كردن نور بايد به طور آهسته وتدريجي صورت گيرد ) .6~22 هفتگي : از 14 ساعت نور باشدت كم استفاده ميشود .22~30 هفتگي : مدت روشنايي روز را به 10~12 ساعت ميرسانند .

پرورش جوجه بوقلمونها : براي نگهداري جوجه بوقلمون بايد عمليات زير انجام داد :

قبل از ورود جوجه ها بايد تمام وسائل نگهداري لانه را شستشو و ضد عفوني كرد و سپس وسائل را بدقت چيد ماشين مادر را گرم و يا هيتر را روشن كرد و تهويه را در وضع مناسبي قرار داد. از ريختن جوجه ها تعداد بيش از حد استاندارد در متر مربع بايد خودداري كرد . به مسئله تغذيه جوجه بوقلمونها نيز بايد در روزهاي اول توجه فراواني نمود .

در روش پرورش در روي بستر حتما بايد از بستر مناسب استفاده كرد . در روزهاي اول بايد بستر را با پارچه و يا كاغذ پوشاند تا جوجه بوقلمون ها از مواد بستر نخورند ( البته ميتوان از جعبه هايي كه براي حمل و نقل جوجه ها استفاده ميشود نيز استفاده كرد ) همينكه طرز غذا خوردن را ياد گرفتند ميتوان كاغذ هارا برداشت . در بعضي از سالن هاي پيشرفته بوقلمون از كف هاي توري يا نرده اي (wire floor) نيز استفاده ميكنند اين كفها ،بسيار بهداشتي است ولي گران تمام ميشود و جوجه بوقلمونها نيز نميتوانند براحتي روي آنها راه بروند و اغلب ممكن است دچار ناراحتي و ضعف پا و پنجه گردند .

جوجه بوقلمونها برعكس جوجه مرغها خوردن و آشاميدن را به خودي خود ياد نميگيرند . ازاينرو بايد به انها اموخت . آموختن طرز آشاميدن و خوردن يكي از اشكالات پرورش بوقلمون است . براي اينكه جوجه بوقلمون ها را به خوردن ترغيب كنند ، عده اي از جو خورد شده ، عده اي از شير و برخي از تخم مرغ پخته و خرد شده و يا غذاي سبز استفاده ميكنند . برخي از توليد كنندگان تعدادي جوجه بوقلمون مسن را بين جوجه بوقلمون هاي يكروزه رها ميكنند تا توسط انها خوردن و آشاميدن را فراگيرند ( كه البته اين روش به خاطر ريسك بالاي ابتلا به بيماري در جوجه ها امروزه منسوخ شده است و فقط در شرايط روستايي گاهي از ان استفاده ميكنند ) زيرا به طور كلي بوقلمونها نسبت به مرغها ، بسيار كودن هستند به طوري كه در نگهداري بوقلمون به طور طبيعي مرغ مادر بخوبي از جوجه هاي خود مراغبت نميكند و اغلب جوجه هاي خود را تلف ميكند و يا در مقابل پرندگان ديگر از جوجه هاي خود دفاع نميكند . همچنين اگر در روي تخم خوابيده باشد ممكن است چند روز بدون غذا بخوابد و اگراو را بزور جهت خوردن خوراك از روي تخم بلند كنند ممكن است پس از سير شدن فراموش كند كه بايد دوباره در روي تخم ها بخوابد از اين جهت ممكن است با اندك غفلتي تخمها خراب شوند ( البته در محيط روستايي و غير صنعتي ) .

جوجه بوقلمون ها نيز بسيار كم هوش و بي استعداد است و از اين رو يكي از اشكالات اوليه پرورش بوقلمون عدم فراگرفتن طرز غذا خوردن و آشاميدن است . بايد در روزهاي اول نهايت دقت و توجه و حوصله را نمود تا جوجه ها طرز خوردن و آشاميدن را فرا بگيرند وگرنه در طي روزهاي اول شاهد تلفات بسيار بالايي خواهيم بود .

در پرورش جوجه بوقلمونها بايد دقت نمود كه سالن تا مرز امكان داراي گوشه يا زاويه نباشد چون ممكن است كه با جمع شدن جوجه ها در يك گوشه روي هم شاهد تلفات ناشي از خفگي در انها باشيم . پس بهتر است سالن ما حالت بيضي مانند داشته باشد .

بوقلمون ها معمولا در بين 20 ~28 هفتگي به سن بلوغ ميرسند كه البته اين امر بستگي به نوع و سويه و بالاخره جنس دارد . معمولا نژادهاي سبك كمي زود تر از نژادهاي سنگين به سن بلوغ ميرسند . فصل جوجه كشي و همچنين طرز نگهداري نيز كم و بيش در تسريع يا تاخير بلوغ اثر دارد . مسئله تشخيص رسيدن به سن بلوغ بسيار مهم است زيرا وقتي كه پرنده به سن بلوغ ميرسد گوشت از نظر كيفيت به حداكثر مرغوبيت خود ميرسد و بعد از آن با چربي گرفتن بدن از كيفيت ان كاسته ميشود .

اكنون سعي ميشود كه بوقلمون ها را از نظر بلوغ زود رس كنند به اين معني كه زودتر يه سن بلوغ برسند . به اين ترتيب تاريخ فرستادن بوقلمونها به كشتارگاه به جلو خواهد افتاد ، در ايران معمولا بوقلمون هاي ماده را در 16 هفتگي به بازار ميفرستند زيرا پس از ان ديگر رشد نميكند ولي بوقلمون نر را تا 26 هفتگي نگاه ميدارند . وزن زنده بوقلمون هاي ماده 5/7 ~8 kg و وزن نرها در حدود 12~13kg است ( كه البته اين مقادير براي نژادهاي مختلف متفاوت است و اين اعداد فقط به صورت ميانگين ذكر شده اند ) . راندمان غذايي بوقلمون به طور متوسط معمولا 5 به 1 است يعني به ازا هر 5 kg غذا 1kg وزن زنده به دست مي ايد . امروزه موسسات اصلاح نژادي توانسته اند اين مقدار را با روشهاي اصلاحي بهبود بخشند .

منابع : ملجائي ، دكتر سيد حسن – كتاب پرورش بوقلمون و بيماريهاي آن

زهري‌، دكتر مراد علي – كتاب پرورش طيور گوشتي -1382-انتشارات دانشگاه تهران .

وبلاگ : www.irantoyoor.persianblog.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:42  توسط هنرآموز | 

بیماریهای مهم ذرت Corn diseases :

 تهیه و تایپ از کشاورز تنها(از روی جزوه بیماری های مهم گیاهان زراعی دکتر بهرام شریف نبی از دانشگاه اصفهان.برای خرید جزوه می توانید به فروشگاه کشاورز تنها مراجعه کنید.).

www.Alonefarmer.blogfa.com  1386/11/27

 

بیماری ویروسی ذرت  Maize viruses:

ویروس موزائیک کوتولگی ذرت Maize dwarf mosaic viruse

از بیماری های مهم ویروسی ذرت است که از عوامل محدود کننده کشت ذرت در آمریکا بوده و روی آن نیز بسیار کار شده است و گسترده ترین ویروس در ذرت است.در ایران دلیل قاطعی دلال بر وجود آن نیست ولی به احتمال قوی ویروسی شبیه به آن در ایران وجود دارد.

علائم بیماری: گیاهان آلوده حالت موزائیک همراه با کوتولگی و کاهش رشد خفیف از خود نشان می دهند.در برگهای ذرت موزائیک در قاعده برگ  بصورت لکه ای روشن در ابتدا بوجود می  آید وبعدا در حین رشد برگ بصورت نوارهای زرد امتداد می یاید.

 

 

لکه قهوه ای برگ ذرت در اثر Bipolaris zeicola:

در مناطق ذرت کاری گیلان و مازندران دیده شده است.علائم به صورت لکه های بیضوی تا مدور کاهی تا خرمائی روی برگها و به اندازه 2/5-1/5 سانتیمتر هستند.حاشیه لکه ها روشن مایل به بنفش اسا.در شرایط مساعد تمامی برگها را فرا می گیرد و حتی اسپورزایی روی غلاف های برگ نیز انجام می شود.

 

 

پوسیدگی باکتریای ساقه ذرن  Bacterial stalk rot :

بیماری پوسیدگی باکتریایی ساقه ذرت با آنکه بیماری چندان متداولی نیست ولی تحت شرایطی می تواند خسارت قابل توجهی داشته باشد.اخیرا وجود این بیماری از منطقه دشت ناز سازی و فارس گزارش شده است.

علائم بیماری:

 علائم بیماری به صورت لهیدگی و قهوه ای شدن ساقه،قاعده برگها و بلال،پژمردگی یا خشک شدن قسمت های انتهایی یا تمام بوته،پیچ خوردگی و تیره شدن قسمت های انتهایی از ساقه و شکسته شدن و افتادن بوته ها در بسیاری از موارد دیده شده است.پیچیدگی ساقه از علائم بارز و تیپ این بیماری است.

عامل بیماری:

 عامل بیماری باکتری  Erwinia chrysanthemi  است که یک باکتری گرم منفی،متحرک و دارای بیش از 4 تاژک محیطی  Peritrichous  است که روی محیط N.A در 28 درجه سانتیگراد کلنی های آن گرد و صاف و سفید مایل به خاکستری هستند.باکتری به صورت ساپروفیت روی بقایای محصول در خاک زندگی می کند و ذرت را از طریق روزنه ها،عدسکها،و یا زخمهای ساقه یا برگ آلوده می کند.و یک باکتری خاکزاد است.عامل بیماری بیشتر در مناطق دارای باران های شدید گسترش دارد و در مناطقی که آبیاری غرقابی یا بارانی انجام می شود شایع است و بیشتر دمای بالا 35-30درجه سانتیگرادبه همراه چرخش کم هوا و باد را می طلبد.

کنترل:

استفاده از ارقام مقاوم،عملیات زراعی مناسب که منجر به غرقاب سازی گیاه و زخم کردن گیاه نشود نیز توصیه شده است.

 

 

پوسیدگی خوشه ذرت  Ear rot:

از بیماری های مهم ذرت در اکثر مناطق دنیا است.در ایران در سال 1365 آلودگی شدید در مزارع گیلان،مازندران،گرگان مشاهده شد.در اثر بروز این بیماری علاوه بر کاهش میزان محصول،کیفیت و ارزش غذایی دانه های حاصله نیز کاهش می یابد و به نظر می رسد شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب برای رشد بیماری مناسب باشد.دانه های آلوده برای خوک و سایر حیوانات سمی هستند.

علائم بیماری:

اولین علائم بیماری به صورت پوشش صورتی رنگ روی خوشه ظاهر می شود و با پیشرفت بیماری و رشد قارچ این پوشش صورتی رنگ،حالت پنبه ای یا پودری شکل به خود میگیرد ،رنگ دانه های آلوده از صورتی کمرنگ تا قرمز مایل به قهوه ای تغییر می کند.

عامل بیماری:

عامل بیماری قارچ  Fusarium monilifome  است که اکثرا در اطراف سوراخ ها و زخم هایی که توسط و یا عوامل مکانیکی دیگر انجام شده است مستقر می شود.از بذور آلوده نیز قارچ عامل بیماری جدا گردیده است.

فرم جنسی قارچ Gibberella  که پریتس های آبی گاهی روی خوشه دیده  می شود.

کنترل:

استفاده از هیبریدهای مقاوم،برداشت زودرس،بهتر است برای انبار کردن،رطوبت خوشه زیر 18% و روطوبت علوفه زیر 15% باشد که باعث جلوگیری از رشد بیشتر پاتوژن می شود اما این روش برای کنترل در مزرعه موثر نیست.

 

 

لکه برگی یا سوختگی ذرت  Helminthosporium leaf spot:

لکه قهوه ای یکی از بیماری های مهم برگی ذرت است که اهمیت و گسترش جهانی دارد.ازایران نیز در گیلان و مازندران گزارش شده است.

علائم بیماری:

علائم بیماری به صورت لکه های خرمائی رنگ مایل به خاکستری روی برگهای ذرت طاهر می شود.لکه ها در اندازه های مختلف به طور موازی کنار هم تشکیل می شوند،حاشیه آنها زرد نخودی مایل به قهوه ای است.لکه ممکن است به هم پیوسته شوند و موجب سوختگی و از بین رفتن کامل برگها شوند.

عامل بیماری:

عامل قارچ Drechslera maydis  است که کنیدیوفورها در دستجاتی از استروماهای سیاه و یکدست بیرون می آیند کنیدیوفورها راست یا موجدار و  Sympodial  هستندو گاهی اوقات همراه با خمیدگی بوده و معمولا قهوه ای تیره هستند.کنیدیوم ها خمیده و دوکی شکل،رنگ پریده یا طلائی تیره و دارای 10-5 دیواره کاذب و به اندازه 110-57×16-11 میکرون هستند.اُپتیمم حرارتی قارچ عامل بیماری 28-24 درجه سانتیگراد است.فرم جنسی قارچ  Cochliobolus heterostrophus  است،که به ندرت در طبیعت تولید می شود.بیماری در مناطق گرم و مرطوب شیوع دارد.عامل بیماری زمستان را به صورت میسلیوم و کنیدیوم ها در بقایای ذرت به سر می برد و کنیدیو ها به وسیله باد یا باران های شلاقی به مزارع مجاور منتقل می شوند.دانه آلوده برای دام سمی نیست.عامل بیماری دارای دو نژاد  O و T  است.

کنترل:

منابع ژنتیکی مقاومت به هردو نژاد  O و T  وجود دارد.هیبرید های دارای سیتوپلاسم طبیعی به نژاد  T  مقاوم هستند.زیر خاک بردن بقایای گیاهی ممکن است آلودگی اولیه را کاهش دهد.در مناطق تولید بذر ذرت،در صورت امکان قارچکشها نیز ممکن است استفاده شوند ولی شروع به سمپاشی موقعی است که یک یا دو لکه در هر برگ وجود داشته باشد و قبل از اینکه بیماری اپیدمی شود.

 

 

 

سیاهک شاخی ذرت خوشه ای  Long smut:

این بیماری اولین بار  از مصر گزارش شد و در ایران در مناطق سیستان و بلوچستان ،دزفول و اصفهان وجود دارد.میزان خسارت در نواحی آلوده 20-10%محصول تخمین زده شده است.در استان اصفهان میزان آلودگی به بیماری 33/6 % برآورد شده است.

علائم و نشانه ها:

دانه های آلوده و بیمار از بین سایر دانه های سالم خوشه ذرت بیرون آمده و به صورت استوانه ای شکل هستند که در انتها کمی خمیده بوده و تقریبا بصورت شاخ در می آیند.دانه های شاخی آلوده بیشتر در قسمت بالایی خوشه تشکیل می شوند.

عامل بیماری:

عامل بیماری قارچ  Sporisorium ehrebergii از  Ustilaginaceae  است.اسپور ها بصورت مجتمع متشکل از 40-20 اسپور هستند.طرز آلودگی مشخص نیست ولی احتمال آلودگی گلها بوسیله اسپور هائی که توسط باد از روی خاک پراکنده می شوند،بیشتر است.در شرایط مساعد اسپور های روی خاک جوانه زده و تولید اسپوریدی می کند که بوسیله باد روی تخمدان ذرت جوان رفته و ایجاد آلودگی می کنند.اسپورها ممکن است از مزارع زودرس به مزارع دیررس و یا از منطقه گرم به منطقه سرد منتقل شوند.

کنترل:

مبارزه شیمیایی تاکنون موثر نبوده است،معدوم کردن دانه های آلوده،تناوب زراعی وعدم کاشت ذرت در مزارع آلوده نیز می تواند موثر باشد.

سفیدک داخلی ذرت جاروئی( Crazy top ) نیز از رشت و منطقه چناران مشهد نیز گزارش شده است و علائم کوتولگی شدید و بد شکلی بوته ها،پیچیدگی،لوله شدن،ضخیم ،ناهموار و چرمی شدن و بالاخره کمرنگ و مات شدن برگها را ایجاد می کند.رگبرگها کمی متورم شده واغلب در امتدادآنها یک نوار کلروتیک مشاهده می شود.عامل بیماری قارچ  Sclerophthora macrospora است.

 

 

 

سیاهک معمولی ذرت Boil smut-common smut :

سیاهک ذرت یکی از گسترده ترین و شایع ترین بیماری های ذرت است و عموما در نواحی گرم و نسبتا خشک خسارت زیادی می زند.در ایران بیماری از گرگان و کرج دیده شده است.بیماری فقط به ذرت و علوفه ای به نام  Teosinte  حمله می کند.بیماری از مناطق مختلف استان اصفهان نیز گزارش شده است.

(Euchlaena mexicana)

علائم و نشانه ها:

گالهائی به اشکال و اندازه های مختلف روی ساقه،برگها و اندامهای نر و ماده ذرت بوجود می آید.در ابتدا گال دارای پوسته سفید براق است و پس از رسیدن کامل،پوسته ترکیده و توده اسپور های قارچ آزاد می شود.گالهای ساقه ممکن است سبب کاهش محصول و اغلب خمیدگی ساقه شوند و گالهای روی برگها باعث پیچیدگی برگها می شوند.در آلودگی خوشه و سنبله،بافت های دانه و گل نر به وسیله گال جایگزین می شوند.آلودگی گیاهچه هر چند بندرت صورت می گیرد ولی اغلب باعث کوتولگی و مرگ گیاه می شود.

عامل بیماری:

عامل بیماری قارچ  Ustilago maydis  (=U.zeae)از Ustilaginaceae است که پس از جوانه زنی ایجاد یک پرومیسیلیوم با تعدادی اسپوریدی بی رنگ و کشیده می کندوتلیوسپور ها پس از آزاد شدن بوسیله باد گسترش می یابند و با خاک آلوده یا کود نیز پخش می شوند و به تعداد کم نیز بوسیله بذر انتقال پیدا میکنند.عامل بیماری بصورت تلیوسپور در خاک و روی بقایای گیاه از فصلی تا فصل دیگر باقی می ماند.

اپتیمم حرارتی جوانه زنی اسپورها 32-26 درجه سانتیگراداست.عامل بیماری مستقیما از طریق بافت مریستم جوان یا از راه زخم در بافت بالغ یا مسن نفوذ می کند.

کنترل:استفاده از ارقام مقاوم،اجتناب از ایجاد زخم در گیاه در طول مراحل کلتیواتور زدن یا سمپاشی،حفظ تعادل غذایی خاک در صورت امکان حذف گالها از روی گیاه قبل از پاره شدن پوسته آنها،تناوب زراعی و رعایت بهداشت نیز در کاهش بیماری موثر است.

 

 

 

سیاهک پنهان ذرت خوشه ای  Head smut:

میزان خسارت این بیماری نسبتا زیاد است.و در کرج  تا 80% آلودگی نیز تخمین زده شده است و از بلوچستان ،دزفول،کاشان،و اصفهان نیز گزارش شده است.در استان اصفهان میزان آلودگی 7/1% برآورد شده است.

علائم و نشانه ها:

تا قبل از خوشه دهی ذرت خوشه ای،علائم خاصی مشخص نیست.پس از آلودگی گلها،دانه ها تشکیل نمی شوند و بصورت توپکهای محتوی توده سیاه رنگ که اسپور های قارچ هستند،تبدیل می شوند.سیاهک پنهان ممکن است همراه سیاهک شاخی روی یک گیاه نیز باشد ولی علائم و عامل بیماری متفاوت است.

عامل بیماری:

عامل بیماری قارچ  Sporisorium sorghi( =sphacelotheca sorghi) از خانواده  Ustilaginaceae  است.سورها در تخمدان تشکیل می شوند و پس از پاره شدن پوسته سور ها،اسپور ها آزاد می شوند و در سطح بذر سالم قرار می گیرند و در هنگام کاشت چنین بذری،وقتی که گیاه جوانه می زنند،اسپورها نیز جوانه زده ،گیاهچه را مورد حمله قرار می دهند وسپس بصورت سیستمیک در آمده تا اینکه بالاخره خوشه و تخمدان را مبتلا می کنند.اپتیمم حرارتی جوانه زنی اسپور ها 23-16 درجه سانتیگراد است.

کنترل:

ذرت خوشه ای قرمز به بیماری حساس است و ارقام ذرت خوشه ای قندی و سر عصائی نسبتا مقاوم هستند.

ضد عفونی بذر با کاپتان یا ارتوساید به طریقه خشک و به نسبت 3 در هزار نیز توصیه شده است.

Langdon & fullerton 1978  نشان دادند که بر اساس انتوژنی و ساختمان سورهای بالغ Sphacelotheca sorghi sphacelotheca  و سایر گونه های روی گرامینه بطور بارزی از گونه تیپ  Sphacelotheca ،متفاوت هستند و در نتیجه نباید در این جنس جای بگیرند و لذا به جنس  Sporisorium منتقل شدند.

 

 

استفاده از مطالب با ذکر منبع(کشاورز تنها www.Alonefarmer.blogfa.com) بلامانع می باشد.

با تشکر محمد آروین مدیریت وب لاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:40  توسط هنرآموز | 

هزينه هاي توليد قارچ دکمه اي رابطه مستقيم با سيستم توليد( کيسه اي،استيلاژ ....) مکانيزم توليد ( مکانيکي، نيمه مکانيکي،دستي يا بصورت تامين مواد اوليه ازطريق تعاوني يا ....)همچنين قيمت نهادينه هاي توليد( مواد اوليه،هزينه کارگري، سوخت وانرژي و ....)از يک سو و از سوي ديگر ميزان عملکرد محصول بر حسب مقدار بستر يا محيط کشت استفاده شده در طول يک دوره از توليد داشته که معمولا بين دو تا سه ماه در نظر گرفته ميشود. بنا براين محاسبات ذيل که کاملا عملي و تجربه شده در سال 1384 مي باشند مي توانند تغييراتي داشته باشند که متاُثر از نحوه مديريت در کارخانه ميباشد.اين محاسبات جهت سيستم رايج ايران يعني سيستم توليد به روش سنتي يا دستي محاسبه شده است. ضمناً در اين برآورد هزينه سرمايه گذاري ثابت ( ساختمانها، تاسيسات و تجهيزات ) محاسبه نشده است .

الف) مواد اوليه:

شرح هزينه

واحد

مقدار

قيمت واحد، ريال

هزينه کل، ريال

کاه گندم

كيلو گرم

6000

300

1800000

کود مرغي

كيلو گرم

3500

120

420000

کود اوره

كيلو گرم

100

500

50000

ملاس چغندر

ليتر

100

200

20000

سنگ گچ

كيلو گرم

450

100

45000

بذر قارچ

كيلو گرم

150

10000

1500000

خاک پوششي

متر مكعب

5/7

200000

1500000

کيسه کشت

كيلو گرم

30

10000

300000

سموم

ليتر

4

20000

80000

متفرقه

 

2 درصد

 

114300

جمع كل

     

5829300

ب) هزينه كارگري :

شامل 4 مرحله قالب زني توسط 4 نفر (16 روز كارگر) 2 مرحله تخليه و پر كردن سالن پاستوريزه توسط 4 نفر (8 روز كارگر) 3 مرحله آبياري توسط يك نفر ( 3 روز كارگر) يك مرحله تخليه و نظافت سالن توسط 4 نفر ( 4روز كارگر) و ميانگين 4 روز كارگر جهت نظارت كه مجموعاً 35 روز كارگري با ارزش هر روز كارگري در سال 1384 تقريباً 50000 ريال با كليه مزايا معادل 1750000 ريال (تا قبل از برداشت ) ميباشد.

جهت برداشت و بسته بندي، طي 3 مرحله ( 3 چين برداشت ) توسط 5 نفر مجموعا 15 روز كارگر، با دستمزد فوق جمعاً مبلغ 750000 ريال خواهد شد.

ج)هزينه سوخت و انرژي:

از سوخت گازوئيل ،انرژي برق و آب با تعرفه كشاورزي به طور ميانگين در فصول مختلف سال مبلغ 582930 جهت هر دوره توليد در نظر گرفته شده است.

جدول هزينه هاي جاري

شرح هزينه

مبلغ كل هزينه ( ريال )

الف) هزينه مواد اوليه

5829300

ب)هزينه كارگر ي تا قبل از برداشت

1750000

ج) سوخت و انرژي

582930

جمع

8162230

س) استهلاك سرمايه براي 3 ماه ( 16 % )

326489

ص)هزينه كارگري برداشت

750000

جمع كل

9238719

پيش بيني ميزان توليد

با استفاده از مواد اوليه فوق با وزن خشك تقريبي 10000 كيلو گرم و 65% تا 75% رطوبت ميتوان 16500 تا 17500 كيلو گرم كمپوست ( بستر يا محيط كشت قارچ دكمه اي) تهيه نموده كه عملكرد آن ( ميزان قارچ توليد شده ) بر اساس وزن بستر(كمپوست) به قرار ذيل مي باشد.

مقدار تقريبي كمپوست

حداقل عملكرد 10درصد

عملكرد خوب 20درصد

عملكرد عالي 30درصد

شرايط ايران عملكرد17%

16500 كيلوگرم بستر

1650 كيلوگرم قارچ

3300كيلوگرم قارچ

4950 كيلوگرم قارچ

2805 كيلوگرم قارچ

17500 كيلوگرم بستر

1750 كيلوگرم قارچ

3500 كيلوگرم قارچ

5250 كيلوگرم قارچ

2975 كيلوگرم قارچ

بايد در نظر داشت، كيفيت کمپوست تهيه شده از نظر فيزيكي و بيوشيميايي که بستگي به مواد اوليه مصرف شده و سيستم توليد کمپوست دارد، همچنين بذر مصرفي ( اسپان )از نظر گونه و اصلاحات ژنتيكي انجام شده بر روي آن نقش چشمگيري در تلورانس توليد داشته و به همراه مجموع عوامل محيطي و نحوه كنترل آن (رطوبت، دما، تهويه، بهداشت، ...) افزايش يا كاهش توليد قارچ را در توليدي هاي قارچ دكمه اي رقم ميزند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:40  توسط هنرآموز | 

 

1- نژادهایی با پشم خیلی ظریف

2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف

3- نژادهای پشم دراز

4 – نژادهای پشم تلاقی یافته

5 –نژادهای پشم قالی

6- نژاد پوستی

گوسفندان ایران




1-نژادهایی با پشم خیلی ظریف

الف : مرینوس ( merino )

منشا مرینوس کشور اسپانیا میباشد .سه نوع مرینوس به نامهای A ، B و C وجود دارد. A و B دارای پوست چین دار میباشند و نوع A پوست چین دار تری نسبت به B دارد.مرینوس با پوست چین دار به مرینوس آمریکائی شناخته می شود. مرینوس نوع C را مرینوس دلاین ( Delaine merino ) مینامند که چین پوست آن خیلی کم میباشد .

پشم مرینوس دلاین سفید بوده ورشد آن در حدود4/6تا6/7 سانتی متر در سال میباشد.

قوچهای آن شاخدار و میشها بدون شاخ میباشند . مرینوس از نظر اندازه متوسط بوده و بدنی لاغر دارد.مرینو دلاین از مرینوس بزرگتر است. مرینوس دارای غریزه قوی زندگی گله ای بوده وتوانائی چرا در مراتع فقیر را دارا میباشد.

ب:رامبویه( Rambouillet )

منشا این نژاد کشور فرانسه میباشد.این نژاد از مرینوس اسپانیائی حاصل شده است . در حدود نیمی یا بیشتر از گوسفندان تلاقی یافته در آمریکا از نژاد رامبویه میباشند.رامبویه از نظر پشم ظریف شهرت دارد.

رنگ این نژاد سفید میباشد و اندازه آن بزرگ میباشد.بدنی زاویه دار وبلوکی همچنین لاشه ای گوشتی تر نسبت به مرینوس دارد ولی از نظر کیفیت گوشت درمقایسه با نژادهایی که برای تولید گوشت پرورش می یابند مناسب نمی باشد.قوچهای این نژاد شاخدار ویا بدون شاخ ولی همه میشها بدون شاخ هستند.رشد پشم آنها حدود9/8سانتی متر در سال است.

ج دبویلت( Debouillet )

منشا این نژاد آمریکا میباشد. از تلاقی رامبویه ومرینوس دلاین بهبود نژاد یافته است. توسعه این نژاد در نیو مکزیکو شروع گردیده است. دبویلت باشرایط مراتع غرب امریکا سازگار است.

اندازه این نژاد متوسط بوده ،بدنی زاویه دار داردو رنگ آن سفید میباشد. قوچهای این نژاد شاخدار و یا بدون شاخ میباشند ولی میشها بدون شاخ هستند.الیاف پشم نرم و بلند باعث ارزشمندی پشم ان میباشد.

2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف

الف –چویوت ( cheviot )

منشا این نژاد از تپه های cheviot در شمال انگلستان و جنوب اسکاتلند میباشد.

چویوت جثه ای کوچک داشته و نوع بدن آن بلوکی است .این نژاد صورت و پا های سفید ومنخرین سیاه دارد و بدون شاخ میباشد. رشد پشم آن در حدود2/10 تا 7/12 سانتی متر در سال میباشد.

ب – دورست-( Dorest )

منشا دورست از جنوب انگلستان میباشد.جثه ای متوسط داشته و نوع بدن بلوکی است .گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد .دورست هم شاخدار وهم بدون شاخ میباشد .این نژاد پشمی با زبری متوسط تولید میکندوپشم چیده شده دورست وزن سبکی داردو به طور متوسط 6/3 – 2/3 کیلو گرم است . این نژاد لاشه گوشت داری تولید میکند.

ج –گوسفند فنلاندی( Finn sheep )

منشا این نژاد فنلاند است واز نظر جثه کوچک است گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد این نژاد به طور کلی بدون شاخ میباشد،هر چند که تعدادی از قوچهای آن شاخدار میباشد.گوسفند فنلاندی پشمی با زبری متوسط تولید میکند و وزن پشم چیده شده آن حدود 4 تا 5/4 کیلو گرم است خصوصیات لاشه این نژاد مطلوب نمیباشد.

نژاد فنلاندی دارای نرخ بره زایی قابل توجهی میباشد و در آمریکا برای برنامه های تلاقی جهت افزایش میزان بره زایی مورد استفاده قرار میگیرد . میش بالغ تلاقی یافته که نیمی از آن نژاد گوسفند فنلاندی میباشد 200 تا 250 بره تولید میکند بره های تلاقی یافته این نژاد در هنگام تولد کوچک میباشند ولی قدرت بقا وزنده ماندن آنها بالا میباشد . وقتی این نژاد در تلاقی استفاده گردد ، بره های بدست آمده از نظر لاشه نیز دارایکیفیت مناسبی خواهند بود.

د همشایر ( Hampshire )

منشا نژاد همشای جنوب انگلستان است. جثه این حیوان بزرگ بوده و دارای بدنی از نوع بلوکی میباشد صورت ، پا ها ، گوشها و بینی سیاه بوده ،فاقد شاخ میباشد.

همشایر از نظر بلوغ در حد متوسط قرار دارد. از خصوصیات دیگر این نژاد شیر دهی خوب و تولید بره هایی است که پس از شیر گیری برای ارائه به بازار مناسب میباشند. تولید پشم متوسط و درحدود 2/3 تا 6/3 کیلو گرم میباشد میانگین تولید بره در حدود 137 درصد است که این درصد بره زایی براساس 100 میش میباشد . تلاقی خوبی بین آنها وگوسفندان با پشم ظریف یا نژاده های تلاقی یافته صورت میگیرد.

ه- مونتادال( Montadal )

منشا این نژاد ایالات متحده میباشد وبهبود آن بوسیله تلاقی میشهای نژاد کلمبیا با قوچهای cheviot صورت پذیرفته است .

این حیوان دارای جثه ای متوسط با نوع بدن بلوکی بوده ،صورت ، گوشها و پا های آن سفید میباشد وبر روی صورت وپا ها پشمی وجود ندارد.این نژاد بدون شاخ میباشد لاشه آن گوشتی است ومتوسط تولید پشم در حدود 5/4 تا 4/5 کیلو گرم در سال میباشد.

و – اکسفورد ( Oxford )

منشا نژاد اکسفورد مرکز وجنوب انگلستان است . نژاد اکسفورد از بزرگترین نژاد های گوسفند با پشم متوسط از نظر جثه میباشد . نوع بدن آن بلوکی میباشد . صورت ، گوشها وپاهای آن خاکستری مایل به قهوه ای است. گوسفندان این نژاد بدون شاخ هستند .بیده چیده شده آن سنگین و حدود 5/4 تا 4/5 کیلوگرم وزن دارد .میشهای این نژاد پر منفعت و سودمند بوده ، از نظر شیر دهی خوب و بره های آنها دارای رشد سریعی میباشند . استفاده از این نژاد در تلاقی ها مناسب است چون اندازه جثه آن بزرگ است .

ز-شروپ شایر ( Shropshire )

منشا این نژاد کشور انگلستان میباشد . این حیوان از کوچکترین گوسفند های نژاد پشم متوسط و نوع تیپ بدنی بلوکی بوده وبدون شاخ میباشد . صورت و پا ها کدر بوده ،پوشش زیادی از پشم در صورت آن وجود دارد .تولید لاشه این نژاد کم میباشد و وقتی وزن حیوان در اثر تغذیه افزایش می یابد ، میزان چربی آن نیز زیاد میگردد.

وزن بیده آن 1/4 کیلو گرم است .میشهای این نژاد مادران خوبی هستند و درصد تولید بره آنها اغلب 150 % میباشد.

ح – سات داون( Soutdown )

این نژاد از جنوب انگلستان منشا شده است و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در دنیا محسوب میشود. جثه این گوسفند کوچک و نوع بدن بلوکی است . صورت ف گوشها وپاها خاکستری یا قهوه ای است . این نژاد دارای بلوغ زودرس و بدون شاخ میباشد . بیده آن 3/2 تا 2/3 کیلوگرم است. سات داون در سنین اولیه تمایل به چاق شدن و ذخیره چربی دارد.

ط – سافولک ( Suffolk )

منشا این نژاد جنوب انگلستان است. جثه ای بزرگ وبدن بلوکی وعضلانی داشته ، صورت ، گوشها و پاها سیاه میباشد .این نژاد بدون شاخ میباشد و بر روی صورت و پاهای آن پشم وجود ندارد.

بیده سافولک 6/3 تا 5/4 کیلوگرم وزن دارد . درصد بره زایی ان 150 % یا بیشتر است . رشد بره در این نژاد سریع بوده و سرعت ذخیره چربی در این نژاد نسبت به سایر نژادها کمتر است . تولید گوشت لخم ولاشه عضلانی از دیگر خصوصیات این نژاد میباشد.

ی – تونس ( Tunis )

نژادتونس از شمال افریقا منشا شده است . رنگ صورت آن قرمز متمایل به قهوه ای تا خرمایی روشن میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و اندازه جثه آن متوسط و زاویه دار است و بدنی بلوکی دارد . دارای پشم زبر بوده و بر روی صورت پشم وجود ندارد.

3- نژادهای پشم دراز

الف کاتسولد ( Cotswold )

از نژادهای قدیمی گوسفند در انگلستان است و منشا آن نیز انگلستان میباشد این نژاد بزرگ جثه بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد .

پاها و صورتی سفید رنگ داشته ، هر چند که دربین آنها سفید متمایل به خاکستری نیز دیده میشود. لکه های تیره بر روی صورت و پاها ممکن است وجود داشته باشد پشم این نژاد رشد زیادی داشته و وزوزی (فر دار) میباشد . این گوسفند بدون شاخ بوده و در برنامه های تلاقی از آن استفاده میشود.

ب – لایسستر ( Leicester )

منشا این نژاد کشور انگلستان است . این گوسفند دارای جثه ای بزرگ و بدن بلوکی میباشد .رنگ این نژاد سفید بوده ، بدون شاخ میباشد و بر روی صورت پشم وجود ندارد .پشم گوسفند لایسستر محافظ خوبی در برابر گرما نمیباشد .

ج – لینکلن ( Lincoln )

منشا لینکلن انگلستان است . این نژاد دارای جثه ای بزرگ بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد . رنگ آن سفید است و بدون شاخ بوده ، پشم دراز و زبری تولید میکند . این نژاد دارای بلوغ دیررس است . پشم تولیدی آن 4/5 تا 2/7 کیلوگرم میباشد . از این نژاد برای تلاقی ها استفاده میشود.

د – رامنی ( Romney )

این نژاد یکی از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در جنوب انگلستان است . جثه این نژاد بزرگ با با نوع بدن بلوکی است . بیده ای متراکم وبهتر از دیگر نژادهای پشم دراز تولید میکند و و بهمین دلیل سازگاری بهتری نسبت به رطوبت و مناطق مرطوب در مقایسه با سایر نژادهای پشم دراز دارد . این نژاد در برناکمه های تلاقی نژادی مورد استفاده قرار میگیرد.

4 – نژادهای پشم تلاقی یافته

الف – کلمبیا ( Columbia )

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی بین قوچ لینکلن و میش رامبویه بوجود آمده است . هدف از این تلاقی بوجود آوردن نژادی است که سازگاری بهتری با مناطق کوهستانی داشته باشد .

کلمبیا جثه ای بزرگ و بدنی بلوکی دارد . این نژاد بزرگترین نژاد تلاقی یافته است . صورت ، گوشها و پاهای سفید داشته و بدون شاخ میباشد .در روی صورت گوسفند کلمبیا پشم وجود ندارد و دارای پاهایی است که از کمی از سایر نژادها بلندتر است

وزن پشم های چیده شده در حدود 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است و تولید گوشت لخم مناسبی دارد . کلمبیا غالبا در تلاقی با نژاد صورت سیاه که دارای پشم متوسط میباشد استفاده شده و هدف از این تلاقی تولید بره های بازاری است .

ب- کوریدال ( Corriedale )

منشا آن نیوزلند است .این نژاد حاصل از تلاقی بین قوچهای لینکلن و لایسستر با میشهای مرینوس است .

کوریدال دارای جثه متوسط وکمی بزرگ است صورت ، گوشها و پاهایی سفید رنگ داشته و فاقد شاخ میباشد . این نژاد تولید پشم و گوشت باکیفیت خوب را دارا بوده و وزن بیده آن 5/4 تا 8/6 کیلوگرم در سال است .

ج – پاناما ( Panama )

این نژاد از امریکا منشا یافته . نژاد پاناما حاصل تلاقی قوچ رامبویه و میش لینکلن میباشد . رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده وجثه بزرگ ،تیپ بدن بلوکی و بدون شاخ بودن از خصوصیات نژاد پاناما میباشد.

گوسفند پاناما اندکی گوچکتر از نژاد کلمبیا بوده ولاشه کمی گوشتی داشته و در سنین اولیه چربی در بدن آن ذخیره میشود.

د – راملدال ( Romeldale )

منشا راملدال ایالات متحده امریکا است و از تلاقی بین قوچ رامنی و میش رامبویه بوجود آمده است .

این نژادجثه ای متوسط وبدنی بلوکی داشته ، رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده

و بدون شاخ میباشد . وزن بیده آن 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است. راملدال در تلاقی با میشهای پشم ظریف مورد استفاده قرار گرفته و بره های سازگار با شرایط پرورش در مرتع را بوجود می آورد.

ه – تارگی ( Tar ghee )

منشا تارگی امریکا است . این نژاد حاصل تلاقی بین قوچ رامبویه با میشهای کاریدال – لینکلن-رامبویه میباشد.

این نژاد جثه ای متوسط ،بدنی بلوکی با صورتی سفید رنگ داشته و بدون شاخ است . فاقد پشم در صورت بوده و وزن پشم چیده شده آن 5/4 تا 4/5 کیلوگرم در سال میباشد.

و – بدون دم ( Tailless )

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی گوسفند بدون دم سیبری با تعدادی از نژادهای اصلاح شده بوجود آمده است . هدف از این تلاقی اصلاح یک نژاد است که نیاز به قطع دم نداشته باشد . رنگ صورت ، گوشها وپاها سفید میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و صورتشان بدون پشم است.

ز – سوت دال ( Southdaie )

منشا این نژاد ایالات متحده امریکا میباشد و از تلاقی بین نژادهای سات داون و کوریدال به وجود آمدهاست . هدف ازاین تلاقی تولید نژادهایی است که از نظر کیفیت پشم و گوشت مناسب باشند.

5 –نژادهای پشم قالی

صورت سیاه ها یلند ( Black-Faced Highland )

این نژاد از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در اسکاتلند است . اندازه این نژاد کوچک بوده و دارای پشم زبر و ضخیم در پوشش خارجی وظریف تر در پوشش داخلی میباشد . صورت و پاها سیاه بوده ، قوچهای این نژاد بزرگ و میشهای آن کوچک جثه و کوتاه قد با شاخهای پیچیده میباشند . این نژاد توانایی زندگی در مناطق خشک با پوشش گیاهی اندک را دارا میباشد.

6- نژاد پوستی

قره گل ( Karakul )

این نژاد از آسیا منشا شده و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در جهان است . قره گل جثه ای بزرگ و بدنی زاویه دار داشته ،رنگ صورت ،گوشها و پاها سیاه یا قهوه ای میباشد .

قوچهای این نژاد شاخدار و میشها بدون شاخ میباشند و بره هایی با لاشعه ضعیف و فقیر تولید میکنند . پوست بره ها پس از به دنیا آمدن و چند روز بعد از آن مورد استفاده قرار میگیرد . پشم در حیوان بالغ زبر و خشن است وبین 2/15 تا 4/25 سانتی متر طول دارد.

گوسفندان ایران

گوسفندان ایرانی از نظر پشم در گروه گوسفندان با پشم ضخیم ویا قالی میباشند . همگی این گوسفندان دنبه دار میباشند به استثنای زل که دارای نیم دنبه یا بدون دنبه بوده و قره گل که دارای نیم دنبه است .

گوسفندان ایرانی رنگهای مختلفی دارند از جمله میتوان به سفید ، سیاه ، خرمایی ، قهوه ای ،نخودی و خاکستری اشاره کرد .

گوسفندان ایران را بر حسب اصولی تقسیم مینمایند که این تقسیم بندی میتواند بر اساس سفید یا رنگی بودن بدن و یا وزن بلوغ (سنگین ، متوسط ، سبک ) باشد .

گوسفندان ایران

1- دنبه دار

بدن رنگین

سنگین

شال

قزل

افشاری

مهربانی

متوسط

فراهانی

مغانی

سبک

سنگسری

زندی

کردی

بدن سفید

سنگین

لری

سنجابی

متوسط

ماکویی

کرمانی

سبک

کلکوهی

بلوچی

2- نیم دنبه(زل و قره گل )

3- بدون دنبه(زل)

منبع : کتاب پرورش گوسفند و بز دکتر شهرام نصابیان

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:39  توسط هنرآموز | 

آغل:محل توقف ونگهداري وپرورش گوسفندوبز،آغل ناميده مي شود.

آميخته گري:به روش اختلاط دوياچندنژادمختلف دام جهت افزايش توليدوبهره وري آميخته گري اطلاق مي گردد.

اصطبل:جايگاه نگهداري وپرورش گاو،گاوميش،تك سميهاوشتراصطبل ناميده مي شود.

اطاق منجمد:اطاقي كه داراي برودت بين 20تا25درجه سانتي گرادزيرصفربوده ودرآن گوشتهاي منجمد،درمدت استاندارد، نگهداري گردداطاق منجمدناميده مي شود.

بافت روستايي:روستاهاوحوالي آن كه،كه داراي سنتهاي توليدي وروابط اجتماعي خاص خودهستندوعمدتا"،متكي برتوليدات كشاورزي باشند بافت روستايي ناميده مي شود.

پروانه:مجوزي است كه ازسوي وزارت جهادكشاورزي به منظوراحداث يابهره برداري واحدهاي دامپروري وپرورش انواع دام ياكارخانجات وكارگاههاي موضوع اين كتاب،توسط سازمان جهادکشاورزی دراستانهاي كشورصادروتنهامجوزمعتبربراي ارائه خدمات وتسهيلات توسط كليه دستگاهها مي باشد.

- ((پروانه بهره برداري)) ،پروانه اي است كه،متعاقب پروانه تاسيس به منظورشروع فعاليت وبهره برداري دامداري،كارخانه وكارگاه ،پس ازتكميل تاسيسات وتجهيزماشين آلات صادرمي شود.

-((پروانه تاسيس))،پروانه اي است كه به منظوراحداث يك واحددامداري،كارخانه وكارگاه تازه تاسيس صادرمي گردد.

پرواربندي:روشي ازبهره برداري دامداري است،كه درآن،دامهاي مستعدرشد(بره،گوساله)براي دوره مشخصي به منظورافزايش وزن وتوليدگوشت باتغذيه فشرده ودستي نگهداري مي شوند.

پست يادفترخدمات دامپروري:واحدي است كه به منظور ارائه خدمات مشاوره اي درزمينه مديريت،پرورش ،توليد،اصلاح نژاد تغذيه وجايگاه انواع دام وهمچنين انجام عمليات تلقيح مصنوعي،ركوردشيري وثبت مشخصات وديگرخدمات موردلزوم دامپروري توسط كارشناسان دامپروري تاسيس مي گردد.

پست دامپزشكي:واحدي است كه درداخل دامداريهاي مجتمع ياميادين دام وهمچنين،مجتمع هاي دامپروري ودامداريهابمنظور اجراي عمليات دامپزشكي وپيشگيري ودرمان دامهابه كار رود،پست دامپزشكي ناميده مي شود.

تركيب گله:متوسط نسبت درصدمطلوب گروههاي سني وجنسي مختلف تشكيل دهنده گله،تركيب گله ناميده مي شود. مثلادريك گله داشتي گوسفنددرفصول بعداززايش،تركيب گله به طورمتوسط شامل 50درصدميش مادر،36درصدبره نر وماده،12درصدبره ميش (ماده يك تايك ونيم سال)و2درصدقوچ است.همچنين،دريك گله درفصول مختلف ،تركيب گله به طورمتوسط 49درصدگاومادر مولد،5/34درصدگوساله نروماده،5/15درصدتليسه و1درصدگاونرتخمي است.

جايگاه:هرنوع محل نگهداري دام،اعم ازمسقف ياغيرمسقف،جايگاه ناميده مي شود.

جدول فواصل:جدولي است كه،ضميمه كتاب دامپروري است وفاصله مجازمحدوده تاسيساتي دامداري ياكارخانه وكارگاه با محدوده تاسيساتي واحدهاي مشابه وغيرمشابه وهمچنين ،عوارض تاسيساتي،عوارض طبيعي ومناطق مسكوني درآن ذكرشده است.

حريم روستا:به محدوده اطراف هرروستا،كه براساس عرف وفرهنگ روستائيان،جهت نيازهاي زيستي وچراگاه دام وسايرچهارپايان وعبورومرورمورداستفاده قرارگيردحريم روستااطلاق مي شود.

حيوانات پوستي،پشمي،كركي:به حيواناتي كه اهميت اقتصادي پرورش آنها بيشترمتكي به توليدات پوست،پشم وكرك باشد، اطلاق مي گردد.

دام:دام به حيوانات اهلي،انواع طيوروآبزيان،زنبورعسل،كرم ابريشم،حيوانات آزمايشگاهي وحيوانات باغ وحش،كه براي پرورش ونگهداري قابليت داشته باشند،دام اطلاق مي شود.

دام آميخته:به نتايج حاصل ازاختلاط دوياچندنژادمختلف،به منظورافزايش توليدبهره وري،دام اطلاق مي شود.

دام اصيل:به نژادخالص يك نوع دام باصفات كمي وكيفي مشخص وبرتروبه منظور بهره برداري خاص،دام اصيل گفته مي شود.

دام داشتي:گله اي راكه معمولا"به منظورتكثيروتوليد مثل نگهداري مي گرددودراين شيوه بهره برداري همواره وبه طورمتناوب دامهاي جوان جايگزين دامهاي وازده وحذفي مي شوند،دام داشتي مي گويند.

دام مادرمولد:دام زاينده يك گله،دام مادرمولدناميده مي شود.معمولا"درگله هاي داشتي گاووگوسفند،جمعيت هاي مولد حدودنصف جمعيت كل گله راتشكيل مي دهد.

دامپرور:به شخصي كه بااستفاده از روشهاي علمي وفني دامپروري اقدام به پرورش وانواع دام بنمايداطلاق مي گردد.

دامپروري:به علم رورش ونگهداري دام درزمينه هاي ابزاروتكنولوژي،مديريت،تغذيه واصلاح نژادكه درجهت دستيابي به عملكردهاي مطلوب توليدي اعمال مي شود،دامپروري گويند.

دامپزشكي:علم شناخت بيماريهاي دام جهت پيشگيري،مبارزه،كنترل،ريشه كني ودرمان اين بيماريها،براي جلوگيري ازضايعات وارده به توليدات دامي وتوسعه بهداشت درجامعه رادامپزشكي مي گويند.

دامدار:به شخصي كه به پرورش ونگهداري يك ياچندنوع دام اشتغال داشته باشد،دامدارگفته مي شود.

دامداري:به محل پرورش يانگهداري انواع دام،به منظورانواع بهره برداري،پرورش وتوليد،اصلاح نژاد،دامداري گفته مي شود.

دامداري صنعتي:نگهداري وپرورش يكي ازانواع دام را،بااستفاده ازشيوه هاي متداول وپيشرفته علم دامپروري وبارعابت اصول مديريت، درزمينه پرورش،تغذيه،بهداشت واصلاح نژادرادامداري صنعتي مي گويند.

دامداريهاي مجتمع(مجموعه دامدايها):به تعدادي دامداري كه درآنهايك نوع دام باشيوه بهره برداري واحد،توسط يك شركت متشكل ازچنددامدارودرواحدهاي مجزانگهداري مي شوندومعمولا"درجوارهم مجموعه واحدي راتشكيل مي دهند،دامداريهاي مجتمع مي گويند.

روستا:به محل محدودومشخص وخارج ازبافت شهري اطلاق مي گردد،كه حداقل داراي 20خانوارساكن باشدودرآن، فعاليتهاي كشاورزي ودامپروري وبعضا"صنعتي،به صورت متمركزياپراكنده انجام مي شود.

شاخص پرورش:مشخصات يك واحددامداري كه درآن:نوع،نژادوروش بهره برداري درپروانه هاي صادره آن واحد مشخص مي گردد،شاخص پرورش ناميده مي شود.

شاخص توليد:مشخصات يك كارخانه ياكارخانه كه نوع وشيوه بهره برداري آن درپروانه صادره مشخص مي گردد، شاخص توليدناميده مي شود.

صنايع بزرگ:به واحدهاي صنعتي مانند توليد سيمان وگچ وكوره هاي آجرپزي كه باسوخت مازوت كارمي كنند ونيزبه واحدهاي چرم سازي ونظايرآنها،كه داراي ضايعاتي هستندوبرحيات دام تاثيرسوءدارند،صنايع بزرگ گفته مي شود.

صنايع كوچك:به واحدهاي صنعتي متفرقه،ازقبيل:سنگبري وموزائيك سازي ونظايرآنها،كه به هرصورت داراي ضايعاتي هستند،صنايع كوچك گفته مي شود.

صنايع متوسط:واحدهاي صنعتي نظير:كارخانه چوب بري،ريسندگي،بافندگي،كوره هاي آجرپزي گازسوزوغيره را،كه ضايعات آنهاتاثيرسوءبرحيات دام ندارد،صنايع متوسط مي نامند.

ضوابط نظام:اصول وضوابطي است،كه دراين كتاب براي،نظام دامپروري تعريف شده است.

طرح مرتعداري:برنامه مدوني كه براساس آن،كليه اقدامهاي لازم درموردحفظ،احياء،توسعه وبهره برداري صحيح مراتع،به منظورداشتن توليدات مستمرمرتعي وبرحسب زمان،مكان،نوع وميزان برداشت صورت گيرد،طرح مرتعداري ناميده مي شود.

ظرفيت مجاز:ظرفيتي است كه براساس استانداردهاي تراكم گله درواحدسطح ومتناسب باسطح زيربنادرپروانه قيد مي گردد.

ظرفيت بالفعل:به تعداددام ياطيودموجوددرواحدهاي پرورش دام وطيور،كه ممكن است كمتريابيشترازظرفيت مجازباشد، ظرفيت بالفعل مي گويند.

ظرفيت بالقوه:درخصوص واحدهاي پرورش دام وطيور،حداكثرظرفيت جايگاه(براساس مباني اعلام شده در((نظام)) ) ودرشرايط عشايري ظرفيت قيدشده درپروانه چرا،ظرفيت بالقوه يك واحددامداري ناميده مي شود.

عوارض تاسيساتي:محدوده حريم فرودگاهها،جاده ها،راه آهن،واحدهاي صنعتي،شبكه هاي اصلي انتقال آب وبرق وموادنفتي درجدول فواصل،عوارض تاسيساتي خوانده مي شود.

عوارض طبيعي:عوارضي چون:رودخانه،دريا،كوه،تپه،جنگل وغيره كه بعضي از آنها درجدول فواصل قيد شده است، عوارض طبيعي خوانده مي شوند.

كارخانه:واحدهايي كه به منظورجوجه كشي،تهيه فرآورده هاي لبني، خوراك دام وطيوريامواداوليه،ساخت آنها احداث گرديده يامي گردند،دراين كتاب،كارخانه ناميده مي شوند.

كشتارگاه:به كارگاههايي اطلاق مي گردد كه درآن عمل كشتار قطعه بندي وبسته بندي انبوه دام ياطيورصورت مي گيرد.

كشتارگاه سنتي:كشتارگاه سنتي به محلي گفته مي شودكه بدون رعايت اصول فني وبهداشتي انواع دام وطيور درآن كشتارمي شود.

كشتارگاه صنعتي: به كشتارگاهي گفته مي شود،كه كليه تاسيسات وماشين آلات مربوط به عمليات كشتار،قطعه بندي،بسته بندي،تونل انجماد،سردخانه،تبديل ضايعات،تصفيه ضايعات ،تصفيه فاضلاب و....بارعايت كليه اصول فني وبهداشتي احداث شده باشد.

كشتارگاه نيمه صنعتي:به كشتارگاهي اطلاق مي گرددكه ازنظراصول،مطابق بامعيارهاي فني وبهداشتي بوده،ولي قسمتي ازعمليات به علت فقدان برخي ازماشين آلات كشتار به صورت دستي انجام شود.

كل گله:مجموع تعداددام گله،شامل:كليه گروههاي سني وجنسي(جمع تركيب گله)،كل گله ناميده مي شود.

كميسيون استاني: تركيبي است از:

- رياست سازمان جهادسازندگي استان به عنوان رئيس كميسيون.

- معاونت اموردام جهادسازندگي استان به عنوان عضو.

- ورئيس شبكه دامپزشكي استان به عنوان عضومي باشدكه جهت رسيدگي به مسائل صدورپروانه دراستان تشكيل مي گردد، كميسيون استاني ناميده مي شود.

كميسيون مركزي:تركيبي است از:

- معاون وزيردراموردام يانماينده تام الاختيار ايشان به عنوان رئيس كميسيون.

- رئيس سازمان دامپزشكي يانماينده تام الاختيارايشان به عنوان عضو.

- مديركل نظارت بر بهداشت عمومي سازمان دامپزشكي به عنوان عضو.

- مديركل پرورش واصلاح نژاددام به عنوان عضو.

- مديركل پرورش واصلاح نژادطيوروزنبورعسل كه به منظوررسيدگي به مسائل صدورپروانه درسطح كشوردرمحل معاونت اموردام تشكيل مي گردد،كميسيون مركزي اطلاق مي گردد.

مجتمع دامپروري:به محلي كه در آن يك ياچند دامداري صنعتي به همراه يك ياچند كارخانه وخدمات موردنيازفني ورفاهي وجودداشته باشد،مجتمع دامپروري گويند.

مجوزبهداشتي:مجوزي كه به منظوررعايت مسائل بهداشتي وقرنطينه اي بهره برداري ازكارخانجات وكارگاههاي موضوع اين نظام كه مجوزآنها راوزارت صنايع ياديگردستگاههاصادرمي نمايند،توسط سازمان دامپزشكي صادر مي شود.

محدوده شهر:محدوده اي كه دراطراف شهرها توسط شهرداريها مشخص واعلام مي گردد،محدوده شهرناميده مي شود.

مديرفني توليد:كارشناس دامپروري است كه مسئوليت امورفني توليد واحدهاي دامپروري وياكارخانجات وابسته رابه عهده داردودرقبال دارنده پروانه وارگانهاي ذيربط مسئول مي باشد.

مديرفني بهداشت: كارشناس دامپروري است كه مسئوليت اموربهداشتي واحدهاي دامپروري وكارخانجات مربوطه را عهده داربوده ودرقبال دارنده پروانه وارگانهاي ذيربط مسئول مي باشد.

مرتع:مرتع زميني است كه حداقل مدتي ازسال پوششي ازگياهان خودرويادست كاشت باشد وعرفا"نيز،مرتع شناخته شود.

مناطق مسكوني: شهرها،شهركها وروستاهاكه به نحوي ازانحاءداراي جمعيت وسكنه هستند،درجدول فواصل،مناطق مسكوني خوانده مي شوند.

ميدان دام كشتاري: محلي كه دامهاي قابل كشتار،موقتا"درآن نگهداري شود،ميدان دام كشتاري ناميده مي شود.

ميدان عرضه دام:محلي كه توليدكنندگان دام،دامهاي خودراجهت فروش درآنجا عرضه مي نمايند،ميدان عرضه دام خوانده مي شود.

نحوه بهره برداري: روش توليديانگهداري دام ياطيور،دريك واحد دامداري،كارخانه وكارگاه راكه درآن شيوه بهره برداري دام يانوع توليدات كارخانه وكارگاه مشخص مي شود،شيوه يانحوه بهره برداري مي نامند.

نظارت بهداشتي:به كليه اقدامات نظارتي كه سازمان دامپزشكي براساس وظيفه انجام مي دهدنظارت بهداشتي مي گويند.

نظام دامپروري:به مجموعه اعمال وضوابط اجتماعي،فني،اقتصادي وبهداشتي كه درجهت نگهداري،پرورش،اصلاح نژاد وبهره وري انواع دام وبكارگيري صنايع وابسته ودرنهايت عرضه محصولات سالم وتامين نهاده ها وارتباط دامداران بايكديگر وباسايربخشهاي اقتصادي،اجتماعي ودستگاههاي ذيربط دولتي اعمال مي شود،نظام دامپروري مي گويند.

نقشه الگوئي: نقشه نمونه اي كه جهت احداث بعضي ازدامداريها وكارخانجات،براساس اصول فني وعلمي تهيه شده است، نقشه الگوئي خوانده مي شود.

نقشه تيپ: نقشه يكنواختي كه جهت احدث انواع دامداري باظرفيتهاي گوناگون وبراي اقاليم چهارگانه مختلف وبراساس اصول فني وعلمي تهيه شده است،تيپ نقشه خوانده مي شود.

واحدتوام: واحدهائي كه درآنهاپرورش ونگهداري يك نوع دام بادوياچندروش بهره برداري به همراه يك ياچندكارخانه مربوط صورت گيرد،واحدتوام ناميده مي شود.

واحدزنجيره اي: واحدهائي كه درآنها كليه مراحل توليد،ازتهيه وتبديل موادخام اوليه خوراك تاعرضه محصول به بازار مصرف صورت گيرد،واحدزنجيره اي ناميده مي شود.

واحدعلوفه اي: ارزش غذايي يك كيلوگرم جوراواحدعلوفه اي نامند، ارزش غذايي مواداوليه خوراك مي توانند، باواحد علوفه اي سنجيده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:38  توسط هنرآموز | 

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام

 الف - علوفه ‏ها

    هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

    يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مى‏شود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوته‏ها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.

    علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دليل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زياد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مى‏شود. براى جلوگيرى از خارج‏شدن سريع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از اين علوفه استفاده مى‏كنند.

    كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذايى زيادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دام‏ها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مى‏گيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراك‏هاى ديگر به دام‏ها داد.

    اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.

    سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر اين علوفه‏ها، آنها را سيلو مى‏كنند.

    ب - خوراك‏هاى فشرده شده يا كنسانتره دامى

    علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هايى كه از رشته‏هاى كمى تشكيل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گويند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميل‏كننده‏هاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مى‏شود.

    براى برطرف‏كردن نياز غذايى دام‏هايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

    به دامداران عزيز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مى‏كنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

    براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مى‏توانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، مناسب است.

    مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين ماده‏ها مقدارى كربنات كلسيم يا دى‏كلسيم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

 نكته‏هاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره

    براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مى‏رسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نياز غذايى اين دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.

    براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

    تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مى‏شود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

    علوفه‏هاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.  

 

    براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود. در اين حالت بايد از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

 دستور تهيه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى

    مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دام‏ها بگذاريد.

 فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف

    همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذايى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

    الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراك‏هايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.

    مقدار خوراك براى اين دام‏ها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مى‏دهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.

    در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.

 ب - گاوهاى خشك آبستن

    در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كم‏كم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتيجه، سخت‏زايى و بيشترشدن هزينه‏ها را به دنبال دارد.

    دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفه‏هاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.

    ج - گوساله ‏هاى پروارى

    سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراين گوساله‏ها به خوراك‏هايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفه‏هايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسيم‏دار ضرورى است.

    اضافه‏وزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

    سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوساله‏ها رشد ابتدايى خود را انجام داده‏اند. در نتيجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها بايد از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

    آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.

 استفاده از ضايعات در تغذيه دام

 نان خشك

    خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آيد. اين خوراك براى دام‏هاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتى‏هايى مى‏شود.

    چون نان‏هاى خشك به طور صحيح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

    چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مى‏شوند، كم‏كم از  ديواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستيكى نيز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

 سبوس برنج

    نوع درجه يك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دام‏ها مفيد است. اما نوع‏هاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

 ملاس

    اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كم‏كم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

    استفاده از ضايعات براى كم‏شدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتى‏هاى شديد گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفى‏جات ديگر بايد كم‏كم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كم‏كم قطع شود.

 روش غنى‏سازى كاه

    به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنى‏سازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مى‏ريزند و فشرده مى‏كنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مى‏پوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

 مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه

 لاس 4 تا 10 كيلوگرم

 كاه 100 كيلوگرم

 آب 50 تا 80 ليتر

 اوره 4 كيلوگرم

  فايده‏هاى غنى‏سازى كاه

 1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مى‏شود.

 2- پروتئين كاه بيشتر مى‏شود.

 3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

 4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مى‏شود.

  نكته‏هاى مهم در تغذيه دام

    1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه  غنى‏شده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم اين مقدار را بيشترى مى‏كنند.

    2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود.

    3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنين حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:37  توسط هنرآموز | 

سوال:محمد کاخکی ار مشهد.کمباین دار.    معایب فنی دستگاه کمباین-علت و نقص و راه حل رفع افت دانه توسط دستگاه درو در برداشت گندم را توضیح دهید(از طریق نظر دهی در وب لاگ):

افت دانه توسط دستگاه درو

نوع اشکال فنی۱:     ریزش دانه در اثر ضربه وارده به خوشه قبل از عمل برش

علت:                سرعت گردان جلو با سرعت حرکت طبیق نمی کند.در نتیجه قبل از عمل برش در اثر ضربه وارده دانه می ریزد.
رفع عیب:            سرعت گردانه جلو را تقلیل دهید تا با سرعت حرکت کمباین تطبیق نماید.

  

معایب فنی دستگاه کمباین-علت و نقص و راه حل رفع آنها

افت دانه توسط دستگاه درو

نوع اشکال فنی۲:     محصول در جلو تیغه برش جمع شده و در نتیجه منجر به ریزش خوشه در جلوی دستگاه برش می گردد.

علت:                ارتفاع گردانه جلو درست تنظیم نشده است.
رفع عیب:           گردانه را ضمن اینکه کاملا به پایین می آورید به طرف جلو ببرید به طوری که محصول بریده شده بیرون نریخته و به طرف حلزون بالا هدایت شود.

علت دوم :          ارتفاع دستگاه درو خیلی زیاد است و محصول کوتاه و خوراک حلزون بالابر کافی نیست.
رفع عیب دوم:      ارتفاع دستگاه درو را تقلیل دهید. به طوری که حجم سنبله ها برای هدایت به حلزون مناسب باشد.

 

معایب فنی دستگاه کمباین-علت و نقص و راه حل رفع آنها

افت دانه توسط دستگاه درو

نوع اشکال فنی۳:     ریزش دانه در اثر ضربه وارده به خوشه قبل از عمل برش

علت:                سرعت گردان جلو با سرعت حرکت طبیق نمی کند.در نتیجه قبل از عمل برش در اثر ضربه وارده دانه می ریزد.
رفع عیب:            سرعت گردانه جلو را تقلیل دهید تا با سرعت حرکت کمباین تطبیق نماید.

تهیه شده توسط کشاورز تنها(محمد آروین)

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:36  توسط هنرآموز | 
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:33  توسط هنرآموز | 

××××× سم پاش بادبزنی×××××

  

يكي از ابزارهاي مفيد در كنترل علف هاي هرز و آفات، سم پاش ها هستند. اين نوع از ماشين هاي كشاورزي داراي انواع مختلف اند. بنا به رسالت آموزشي اين وبلاگ، تصميم داريم به معرفي يك سم پاش بادبزني كه در باغستان ها مورد استفاده قرار مي گيرد بپردازيم. اميدواريم اين مطلب مورد توجه شما قرار گيرد. لازم به توضيح است كه جهت دريافت متن ويرايش شده به صورت تايپ شده مي توانيد از لينك زير استفاده كنيد. اين مطلب ترجمه شده ي يك متن انگليسي است.

جهت مطالعه ي فوري مطلب بدون تصاوير موجود در متن اصلي بر روي ادامه ي مطلب كليك نماييد.

Sampash

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 11:27  توسط هنرآموز | 
نذر علقمه

بوي محرم آمده اينجا حرم زنيد
روزي اشک گريه کنان را رقم زنيد
اين چشمها که به درب حسينيه مانده است
يک مرتبه به خانه خود قدم زنيد
مرهم ترين دواي دل زخم خورده است
هر پلک کوچکي که شما روي هم زنيد
يک شب بدون گريه بميرم اگر مرا
از کاروان روضه نشينان قلم زنيد
من نذر علقمه شده ام تا دل مرا
با شال روضه‌هاگره اي بر علم زنيد
عمري به انتظار شما مي کشد نفس
يک سر به آرزوي دل مادرم زنيد
حسين ترجمه ي اسم اعظم است

هر جا که ميروم ز غمت ديده پر نم است
هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

عمري گريستم که موظف به گريه ام

گر نُه فلک به گريه شود باز هم کم است

مريم که در کتاب خدا ذکر نام اوست

يک زينب تو اسوه و استاد مريم است

يک « يا حسين» گفتن من رمز آبروست

نام حسين ترجمه ي اسم اعظم است
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:58  توسط هنرآموز | 
دانلود مداحي در فراق يار
Download Play شاه خراسان Download Play اشک غربت
Download Play شمع آتش افروز Download Play بیا بیا جوادم
Download Play آقای من علی موسی الرضا Download Play داغ رضا
Download Play شهر غربت Download Play امام رضا یا امام رضا
Download Play یا علی موسی الرضا Download Play گنبد طلا
Download Play بیا جوادم در برم Download Play من غرق اشک و ناله ام
Download Play یا امام رضا Download Play امید فاطمه ای
Download Play رضا جان Download Play پاره جگر
        Download Play بوی خدا می آید
كاغذ ديواري به مناسبت شهادت امام رضا
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:57  توسط هنرآموز | 

سرنوشت قاتلان و دشمنان سید الشهدا علیه السلام
سرنوشت ستم‌پيشگان

قسمت دهم

52- سنان بن انس/ایادی/نخعی
وی پس از پایان یافتن واقعه تلخ عاشورا بر در خیمه عمر سعد ایستاده و دو بیت شعر خواند با این مضمون:«رکاب مرکبم را از طلا و نقره آکنده ساز که من پادشه بامنزلتی را کشتم که بهترین پدر، مادر و نسب را داشت.»
عمرسعد با عصبانیت به او گفت:« تو دیوانه ای. اگر ابن زیاد این حرف ها را بشنود تو را می کشد.» او به سراغ ابن زیاد رفت و بی آنکه صله ای از او بگیرد به دستور ابن زیاد گردنش را زدند (تذکره الخواص، ص252؛ انساب الاشراف، ج3، ص205؛ ملحقات احقاق الحق، ج27، ص205؛ امالی شیخ صدوق، ص227؛ روضه الواعظین، ص190).


53- سنان بن انس دوم
وی در حمله تاراج گرانه به پیکر مطهر سیدالشهدا ارواحنا فداه تکه ای از شلوار ایشان را به یغما برد.
او در نبرد سپاه ابن زیاد با خون خواهان سیدالشهدا ارواحنا فداه به رهبری ابراهیم اشتر اسیر شد. ابراهیم پس از شنیدن جنایت او از زبان خودش، وی را به تهدید خنجر مجبور ساخت گوشت پاهایش را با دستان خود کنده، کباب کند و بخورد. همین که سنان در آستانه مرگ قرار گرفت سرش را بریدند و بدنش را سوزاندند(حکایه المختار...، ص45).


54- سنان بن انس سوم
این ملعون در آخرین لحظات مقاومت سیدالشهدا اروحنا فداه که از شدت جراحات بر روی زمین افتاده و باز ایستاده بودند چند تیر به کتف، سینه و حلق مبارک ایشان زده بود. حضرت سیدالشهدا ارواحنا فداه با خون موهای سر و محاسن مبارکشان را خضاب نموده می فرمودند:«خداوند مرا چنین خضاب شده با خونم و غصب شده حقم دیدار نماید.»
گفته شده که پس از آن عمر سعد دستور داد سر مبارک ایشان را از بدن مطهرشان جدا سازند. خولی به سوی ایشان شتافت ولی لرزه بر اندامش افتاد و بازگشت؛ اما سنان در حالی که رو به ایشان کرده و می گفت: «و الله من چنان می کنم هرچند که می دانم تو فرزند رسول خدایی و بهترین پدر و مادر را داشته ای»
سپس با شمشیر پلیدش آن جنایت را انجام داد.
مختار پس از دستگیری او در بصره پس از خراب کردن خانه اش، ابتدا انگشتانش را بند بند از هم جدا کرد.سپس دست و پاهایش را برید و در نهایت او را در زیتون جوشان انداخت( لهوف، ص174-176؛ مثیر الاحزان، ص75).


55- سنان بن انس چهارم
با توجه به آنکه بزرگان جنایت پیشه سپاه ابن زیاد به دست مختار و یارانش کشته شدند و باقی ماندن این شخص تا زمان حجاج باید او را از ناتوانان حاضر در کربلا و یا حتی غایب در آنجا بدانیم که نه تنها از اعمال یزیدیان راضی بوده که با انتساب بدترین این اعمال به خود به دیگران فخرفروشی می کرده است؛ بنابر این آنچه بر سرش آمده هم نتیجه این فخرفروشی و رضایت بوده و هم متناسب با آن والا همان طور که دیدیم و از این پس خواهیم دید تمام آنها که در شهادت سیدالشهدا ارواحنا فداه نقش داشتند حداقل سرنوشت مشترکشان سوخته شدن در آتش بود.
حجاج روزی از اطرافیانش پرسید:«هر جنایتی کرده اید بازگویید.»
هرکس چیزی گفت تا اینکه سنان بن انس برخاسته و گفت:« من تا آنجا که توانستم به تنهایی او را تیر و شمشیر باران کردم تا کشته(شهید) شد.»
حجاج به او گفت:«در قیامت در یک جا نخواهید بود.»
او نه تنها از حجاج صله ای نگرفت که پس از رفتن به خانه لال و دیوانه شد تا جایی که در همان جا که غذا می خورد تخلی می کرد(بحارالانوار،ج45، ص309-310؛ ملحقات احقاق الحق، ج27، ص359؛ احقاق الحق، ج11، ص525).


56- شبث بن ربعی
او که از جمله دعوت کنندگان سیدالشهدا ارواحنا فداه به کوفه بود و حضرت در روز عاشورا او را به نام یاد کردند(اعلام الوری، ج1، ص459) در روز عاشورا با شمشیر به صورت مبارک سیدالشهرا ارواحنا فداه حمله ور شد. نام او را در زمره آنان می توان دید که برای جدا کردن سر مطهر سیدالشهدا علیه السلام اقدام کرده اند(المنتخب،ص451). علاوه بر اینها او یکی از فرماندهان کاروان اسرا تا شام بود(منتخب طریحی، ص466).
او در نبرد سپاه ابن زیاد با ابراهیم اشتر دستگیر شد. او پس از آنکه شرح جنایتش را شنید دستور داد آنقدر گوشت پایش را کندند تا اینکه مرد. سپس سرش را بریده و بدنش را سوزاندند(حکایه المختار، ص45).


57- شرجبیل/ شرحبیل
او در روز عاشورا از پشت به سیدالشهدا ارواحنا فداه حمله کرد.
در نبرد خون خواهان وی به اسارت ابراهیم درآمد. مختار از این ماجرا خرسند شد و دستور کشتن و سوزاندن او را صادر کرد(حکایه المختار، ص55).


58- شراحبیل/ شرحبیل بن ذی الکلاع
وی فرمانده جناح راست سپاه شام در نبرد با خون خواهان سیدالشهدا ارواحنا فداه بود. در این نبرد سپاه شام به شدت شکست می خورد و عده ای از جمله او کشته می شوند. ابراهیم سر او را به نزد مختار می فرستد و مختار نیز آن را برای محمد بن حنفیه(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص230 و 234-235؛ بحارالانوار، ج45، ص382 و 385؛ تجارب الامم، ج2، ص164؛ حاشیه مدینه المعاجز، ج4، ص325 و 327؛ امالی شیخ طوسی، ص241- 242).


59- شمر بن ذی الجوشن عامری و ضبابی
او همان حرامزاده ملعونی است که در میان حاضران در واقعه عاشورا، بیشترین بغض و دشمنی را نسبت به خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله در دل ناپاکش داشته است(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی،ج3، ص236-237).سال ها پیش از واقعه کربلا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از آن که در خواب چهره اش را دیده بودند(احقاق الحق،ج11،ص416) شبیه ترین مردمان به سگ ها و خوک ها خوانده بودند و در آخرین لحظات حیات سید الشهدا ارواحنا فداه بر سینه مبارک ایشان نشست و سر مطهرشان را از قفا جدا نمود. مشابه آن رؤیا را سید الشهدا ارواحنا فداه در سحر عاشورا دیده و آن را برای یاران خویش تعریف و تعبیر نموده بودند( کامل الزیارات، ص75-76؛ بحارالانوار، ج45، ص3؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی،ج3، ص36).
در آن لحظات گفت و گوی عجیبی میان آن حضرت و او رد و بدل می شود. او در نهایت جسارت به امام علیه السلام عرضه می دارد که تو چنین حسب و نسبی داری و با این حال به امید جایزه یزید می خواهم چنان کنم. سیدالشهدا ارواحنا فداه او را مخیر میان شفاعت رسول الله صلی الله علیه و آله و جایزه یزید می کند او نیز در نهایت گستاخی می گوید:« دانگی از جایزه یزید را با آن عوض نمی کنم.»
امام می فرمایند:«آیا نمی خواهی پیش از کشتن به من آب بدهی؟»
لعین می گوید:«می خواهم حسرتش را به دلت بگذارم.»
امام ارواحنا فداه فرمودند:« چه نیکو فرمود جدم که ای فرزند، تو را پیس کریه منظری به شهادت می رساند که شبیه ترین مردمان است به سگان و خوکان(فخری منتخب طریحی،ص 451-452؛ ینابع الموده، ص419).»
او پیش از آن به خیام حمله کرده و گفته بود باید آنها را بسوزانیم. امام ارواحنا فداه فرمودند:
تو به دنبال آتشی را خانواده مرا بسوزانی؟ خداوند تو را بسوزاند(لهوف،ص174).
شمر در وسایل حضرت، تکه طلایی یافت. آن را برداشت و روزی به دخترش هدیه داد. دختر آن را به طلاساز داد تا طلا را پرداخت کند. طلا ساز دید همین که آتش به طلا می رسد تبدیل به خاکستر می شود. به همین سبب باقی مانده طلا را به دختر بازگرداند. دختر به شمر گفت. شمر نیز به سراغ طلاساز رفت و گفت:«آن را در مقابل من در آتش کن.»
باقی مانده طلا که به آتش رسید خاکستر شد و حسرتش بر دل ملعون و دخترش ماند(کشف الغمه، ج2، ص56-57).
زمانی که شمر یزید را دید به او گفت:«رکاب مرکبم را از از طلا و نقره پر کن که من سرور مهذب را کشتم که پدر و مادرش بهترین خلایق بودند. او با منزلت ترین نسب را داشت. سرور اهل حرمین و تمام عالمیان بود. آنقدر تیر بارانش کردم که دگرگون شد و چه ضربه شمشیری به او زدم(مقتل الحسین علیه السلام و مصرع اهل بیته...،ص 201)»
یزید در نهایت خشم به او نگریست و گفت:«رکاب مرکبت را آکنده از هیزم و آتش می سازم. تو که می دانستی او بهترین پدر و مادر را داشته چرا او را کشتی و الآن هم سرش را برای من آورده ای؟ از مقابلم چشمانم دور شو.هیچ جایزه ای هم به تو نمی دهم.»
شمر هراسناک از خشم یزید به بیرون گریخت و دریافت که دنیا و آخرت را با هم باخته است. خسارتی بیش از این کسی تا کنون نکرده بود!(فخری منتخب طریحی، ص471). پیش از دستگیری شمر، سپاهیان مختار خانه اش را در حالی که خانواده وی در آن بوده اند آتش زدند(فخری منتخب طریحی، ص248).
سپاهیان مختار شمر فراری را در بیابان ها و یا منطقه کتانیه/کلتانیه در ساحل فرات پس از آنکه از سپاهیان مصعب بن زبیر درخواست یاری نموده بود یافتند و پس از نبردی سنگین کشته و سرش بریده شد. به دستور مختار که از دیدن سر ناپاکش مسرور شده و به سجده افتاد، بدن شمر ابتدا پامال اسبان شد. سپس سرش را بریدند و بدنش را در زیتون جوش انداختند و در نهایت آن را جلوی سگان پرتاب کردند(امالی طوسی، ص244؛ حاشیه لهوف،ص149به نقل از الکامل فی التاریخ،ج4 و میزان الاعتدال، ج1و لسان المیزان، ج3 و الاعلام، ج3 و جمهره انساب العرب). سر ناپاکش تا مدتها در مقابل مسجد کوفه آویخته بود و کوکان آن را هدف پرتاب سنگ های خویش کرده بودند(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی،ج3، ص236-237؛ تجارب الامم، ج2، ص148-149؛ بحارالانوار، ج45، ص373-374).
مختار شمر بن ذی الجوشن ضبابی رکه از جمله قاتلان و دشمنان سید الشهدا ارواحنا فداه بوده دستگیر کرد، کشت و سرش را برید. او غیر از شمر بن ذی الجوشن عامری است که سرنوشتش را خواندیم (ر.ک: الارشاد، ج2، ص11-112؛ و 119؛ لهوف، ص177 و 189 و 210؛اعلام الوری، ج1، ص458 و ص 463 و 469-470 و 473؛ بحارالانوار، ج45، ص56-57؛ فخری منتخب طریحی، ص379- 380 و 466).

ادامه دارد ...

سید هاشم ناجی موسوی جزایری
بازنويسي: محمود مطهری نیا

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:54  توسط هنرآموز | 

عبداللّه بن بشير كه از خدمت كاران دربار ماءمون بود، گفت روزى ماءمون به من گفت  نـاخـن هـاى خـود را بـگـذار بـلنـد شـود و در ايـن باره با كسى چيزى نگو. من نيز به دستور او عـمـل كردم . يك روز مرا خواست و چيزى شبيه تمر هندى به من داد و گفت اين را با دستت به هم بزن ، من نيز به فرمان او عمل كردم . سپس از نزد من خارج شد و به طرف حجره امام رضا(عليه السلام) رفـت و پـس از مقدارى گفت و گو مرا صدا زد و از من خواست براى آنان ، دو دانه اءنار ببرم . آن گـاه بـه مـن گـفـت بـا دست خودت آنها را آب بگير. من نيز با دست خودم ، آب گرفتم و سپس به ماءمون دادم و او با دست خود آن را به على بن موسى (عليه السلام) خورانيد. وليكن همين آب انار، موجب بيمارى آن حضرت گرديد و پس از دو روز بدرود حيات گفت .
هم چنين از محمد بن جهم روايت شد حضرت رضا(عليه السلام) از انگور خوشش مى آمد. ماءمون دستور داد مقدارى انگور براى آن جناب فراهم كنند. در ته دانه هاى آن ، سوزن فرو كردند. اين سوزن ها چـنـد روز در آن دانـه مـانده بود. پس از آن ، سوزن ها را بيرون كرده و انگورها را خدمت امام (عليه السلام) بـردنـد و بـا اصـرار مـاءمـون ، آن حـضـرت ، چـنـد دانـه از آن انـگـور را مـيـل نـمـود و در اثر خوردن آن ، بيمارى سختى بر آن حضرت عارض گرديد و در همان بيمارى به لقاء الله پيوست .
هرثمة بن اعين در يك حديث طولانى از حضرت رضا(عليه السلام) روايت كرد كه آن حضرت فرمود اى هرثمه ، اكنون مرگم فرا رسيده و به همين زودى به طرف خدا خواهم رفت و به اجداد و پدران خود ملحق خواهم گرديد. اين مرد طاغى و سركش ‍ تصميم داد به وسيله آب انار و انگور مرا مسموم سازد.
مـاءمـون اءمـر مـى كـند مقدارى نخ را در سَم خيس كنند و به وسيله سوزن در دانه هاى انگور فرو نـمـايـنـد و هم چنين مقدارى سم در كف دست يكى از غلامانش خواهد گذاشت و او را امر خواهد كرد با هـمان دست آلوده به سم ، انارها را با دست خود بشكافد و آب آنها را بگيرد. پس از اين مرا به خـانه اش دعوت مى كند و از آن انگورها و آب انارهاى مسموم به من مى دهد و مرا امر مى كند كه از آن بخورم . در نتيجه خوردن انگورهاى مسموم از دنيا خواهم رفت.
به هر تقدير، در بازگشت ماءمون و درباريان و كارگذاران حكومتى او از خراسان ، جهت عزيمت بـه سـوى عـراق ، و انـتـقـال مـقـر حـكـومـت از مـرو بـه بـغـداد، در آغـاز، فـضـل بـن سـهـل بـه تـوطـئه مـاءمـون ، در حـمـام سـرخـس تـرور گـرديـد و بـه قتل رسيد. پس از آن ، امام رضا(عليه السلام) در طوس به توطئه ماءمون ، مسموم گرديد و پس از دو روز بيمارى شديد، به شهادت رسيد.
پـس از آن كـه امـام رضـا(عليه السلام) بـه شـهادت رسيد، ماءمون يك شب و يك روز، شهادت آن حضرت را مخفى نگه داشت و سپس به سراغ محمد بن جعفر بن صادق (عليه السلام) كه عموى امام رضا(عليه السلام) و بزرگ علويان بود، فرستاد و او را از درگذشت امام رضا(عليه السلام) با خبر گردانيد. ماءمون در جمع علويان سـوگـوار، ابـراز انـدوه و تـاءثـر نـمـود و بـدن شريف امام رضا(عليه السلام) را به آنان نماياند كه ببينند، هيچ آزارى به آن حضرت نرسيد و به مرگ طبيعى از دنيا رفت .
مـاءمـون بـراى پـنـهـان داشـتـن تـوطـئه نـنـگـيـن خـود و فـريـب دادن عـلويـان و مـحـبـّان اهل بيت، در شهادت امام رضا(عليه السلام) بسيار گريه و ناله كرد. وى گفت اى برادر! چه قدر بـر مـن گـران و سـنگين است كه تو را چنين ببينم . من آرزو داشتم كه پيش از تو از دنيا بروم ، وليكن خداى سبحان آن چه را اراده كند، به انجام مى آورد.
آن گـاه دسـتـور داد كـه بـدن شـريـف آن حـضـرت را غـسـل و كفن نمايند و خود وى ، جنازه آن امام شهيد را بدوش گرفت و به محلى كه هم اكنون مرقد شريفش است ، تشييع نمود و در همان جا كه در جوار قبر پدرش هارون الرشيد است ، دفن نمود.
مـحـل تـدفـيـن امام رضا(عليه السلام)، پيش از آن ، خانه و ملك حميد بن قحطه بود كه در روستاى سناباد قرار داشت .
هـنـگـامـى كـه هارون الرشيد در سال 193 هجرى قمرى به هلاكت رسيد، وى را در آن جا به خاك سـپردند. ماءمون پس از شهادت امام رضا(عليه السلام) مى خواست بدن شريف آن حضرت را پشت قبر پدر خـود هارون الرشيد قرار دهد، به طورى كه قبر هارون، قبله امام رضا(عليه السلام) گردد. ولى در هنگام كـنـدن قـبـر، سنگ بزرگى نمايان شد كه كندن آن ، غير ممكن بود. اما در روبروى قبر هارون، كـنـدن قـبر با مشكلى مواجه نبود. بدين جهت ، قبرى براى امام رضا(عليه السلام) در پيش روى قبر هارون كـنـدنـد و آن حـضـرت را در آن دفن نمودند. هم اكنون ، مرقد مطهر و منور امام رضا(عليه السلام)، قبله قبر هـارون الرشـيـد اسـت . گـفـتـنـى اسـت كـه در ظـاهـر امـر، غـسـل و كفن و نماز بر بدن امام رضا(عليه السلام) به دستور ماءمون انجام گرفت ، ولى در واقع و عالم مـعـنـى ، بـدن امـام مـعـصـوم را بـايـد امـام مـعـصـوم ديـگـرى غـسل و كفن نمايد. به همين جهت ، روايات فراوانى وارد شده است كه امام محمد تقى (عليه السلام) از مدينه (بـا كـرامـت و قـدرتـالهـى ) بـه خـراسـان رفـت و بـدن شـريـف پـدرش امـام رضـا(عليه السلام) را غسل و كفن نمود و بر وى نماز به جاى آورد.
دربـاره تـاريـخ شـهـادت امـام رضـا(عليه السلام)، اكـثـر مـورخـان ، صـفـر سـال 203 قـمـرى را ذكـر كـرده انـد ولى از ايـن كـه در چـه روزى از ايـن مـاه بـود، اتفاق نظر نـدارنـد. بـرخـى از آنان ، آخرين روز از ماه صفر و برخى ديگر، روزهاى ديگرى را بيان كرده اند.
هـم چـنـيـن بـرخـى از آنـان ، شـهـادت آن حـضـرت را در 23 ذى قـعـده سـال 203 قـمـرى مـى دانـند.جانشين امام رضا(عليه السلام)، فرزندش امام محمد تقى (عليه السلام) بود كه به عنوان نهمين امام معصوم ، رهبرى شيعيان را برعهده گرفت .

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:52  توسط هنرآموز | 


آخر صفر، سالروز شهادت
هشتمین امام و حجت و مظهر تام عطوفت و رأفت،
امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

را به تمامی مسلمین جهان، بویژه شما دوست گرامی تسلیت عرض می‌نمایم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:50  توسط هنرآموز | 

پاسخ:

در پاسخ بايد بگوييم كه امام رضا ـ عليه السّلام ـ ولايتعهدي را از روي اجبار و ناخشنودي پذيرفتند، چراكه در خلال برخي از اظهارات ايشان اشاره به غم و اندوه عميق امام دارد و نيز نمايانگر سختي و فشاري است كه آن حضرت از آن رنج مي‌برد كه خود دليل بر عدم رضايت امام از ولايتعهدي است.
ياسر خادم روايت مي‌كند كه امام رضا ـ عليه السّلام ـ هنگامي كه در روز جمعه از مسجد بازگشته بود و عرق و غبار بر او نشسته بود، دستهاي خود را بلند كرد و گفت: پروردگارا، اگر فرج من از اين گرفتاري كه دچارم به مرگ من است همين ساعت آن را برسان.[1]
يا در جايي كه كسي سؤال مي‌كند، خداوند كارهايت را اصلاح كند چگونه ولايتعهدي را از مأمون پذيرفتي امام فرمودند: عزير مصر كه مشرك و يوسف پيامبر بود ولي مأمون مسلمان و من وصي پيامبرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و يوسف از عزيز مصر درخواست كرد كه او را والي و حاكم كند ولي در حاي كه من مجبور بودم.
و در حديثي ديگر كه امام دستهاي خود را به آسمان بلند كرده بود و مي‌گفت: پروردگارا تو مي‌داني كه من مجبور و مضطرم، مرا مؤاخذه نكن،‌چنانكه بنده و پيغمبرت يوسف را مؤاخذه نكردي[2] حتي وقتي محمدبن عرفه به امام رضا ـ عليه السّلام ـ گفت: ‌اي پسر پيامبر، چه چيزي تو را بر قبول ولايتعهدي واداشت، امام به وي پاسخ داد، همان عواملي كه جد مرا وادار به ورود در شوار نمود.[3]
اين‌گونه روايات حاكي از اين است كه ولايتعهدي امام از روي اجبار بوده و در چنين موقعيتي در وقت پيشنهاد امر ولايتعهدي از طرف مأمون، براي امام دو راه بيش نبود. راه اول اين‌كه امام نمي‌پذيرفت و همان طور كه خود مأمون بر زبان رانده بود، امام را شهيد مي‌كرد و بعيد نبود كه خاصان از شيعه و طرفداران امام را نيز به قتل برساند و با اين كار به هدفش كه تثبيت قدرت باشد مي‌رسيد. و حتي باعدم پذيرش امام، بگويد كه علي بن موسي قصد داشته در حكومت او توطئه و اخلال كند و احياناً اقدام امام در نظر ديگران قابل پذيرش نمي‌بود.
يا راه دوم كه بهترين راه هم بود كه آن پذيرش امر ولايتعهدي بود كه خود فوايدي را هم به دنبال داشت و انگيزه‌هاي امام رضا ـ عليه السّلام ـ هم از پذيرش عبارت بود از: حفظ جان خويش و ديگر ياران و شيعيان، و ديگر قبول ولايتعهدي از طرف امام خود اعتراف زباني و اقرار عملي عباسيان به اين حقيقت بود كه علويان در امر خلافت صاحب حق هستند و بلكه سزاوارترند.
و نيز امام چون از اهداف مأمون آگاه بود و مشكلات حكومت مأمون را مي‌دانست و با اتخاذ اين موضع مأمون را در اين بازي سياسي شديداً برسوايي مي‌كشاند، چراكه ابتداء با ابراز مخالفت و اظهار عدم رضايت در مقابل مأمون اهداف او راخنثي كرد و بعد از قبول پيشنهاد مأمون باز فرمود: كه من مي‌پذيرم به شرطي كه هيچ عزل و نصبي بدست من نباشد.[4] و اين‌ها خود خط بطلان بر اهداف مأمون بود و براي اين‌كه مردم ايشان را فراموش نكنند و اميد و آرزوهايشان از آنان نگسلد و نيز به خاطر اين‌كه مردم شايعاتي را كه پيرامون آن‌ها ساخته بودند كه ايشان فقط دانشمند و فقيهي‌اند كه به عمل و اقدامي كه در برگيرنده خير امت باشد اهميتي نمي‌دهند.
و از فوايد ديگر پذيرش مي‌توان گفت چون مردم نياز مبرم به وجود امام داشتند چراكه در آن روزها امت با جريانات فكري و فرهنگي غريبي كه توسط زنادقه و ملحدين كه شبهات فراواني را وارد مي‌ساختند پس بر امام واجب بود كه پايمردي كند و امت را نجات دهد و او در عمل با قبول ولايتعهدي كوتاه مدت خويش اين وظيفه را انجام داد.
و گذشته از اين امام رضا ـ عليه السّلام ـ توانست در دوران ولايتعهدي ماهيت مأمون را براي مردم افشاء كند. و آنان را به واقعيت و هدف‌هاي نهفته در هر اقدامي كه مأمون مي‌كرد آگاه مي‌ساخت و هر شبهه و ترديد را عملاً از بين مي‌برد.[5]
و امام رضا ـ عليه السّلام ـ در پي قبول ولايتعهدي فرصت پيدا كرد تا به بيدارسازي امت و آشنا ساختن مردم به تعاليم اسلام بپردازد و اين فرصت موجب افزايش نفوذ امام و گسترش پايگاه مردمي او گشت.

--------------------------------------
[1] . عيون الخبار الرضا، شيخ صدوق،‌ ج2، نشر بيروت، چاپ اول 1404، ص141.
[2] . امالي شيخ صدوق، نشر بيروت، ص72، ـ و تحليلي از زندگاني امام رضا ـ محمدجواد فضل الله ترجمه سيدمحمد صادق عارف، نشر آستان قدس رضوي،‌ چاپ سوم 1372، ص97.
[3] . عيون اخبار الرضا، ج2، ص152.
[4] . بحارالانوار، علامه مجلسي، ج49، چاپ سوم، بيروت 1403، ص134.
[5] . زندگاني سياسي امام رضا، جعفر مرتضي عاملي، ترجمه دفتر انتشارات اسلامي، ناشر كنگره جهاني امام رضا،‌چاپ اول 1365، ص290.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:49  توسط هنرآموز | 
حضرت امام رضا (عليه السلام) فرمود:

أبْلِغْ شيعَتى: إنَّ زِيارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّة، فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (عليه السلام): ألْفُ حَجَّة؟!
قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّة، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.

حضرت به يكى از دوستانش نوشت: به ديگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زيارت ـ قبر ـ من معادل است با يك هزار حجّ.
راوى گويد: به امام جواد (عليه السلام) عرض كردم: هزار حجّ براى ثواب زيارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زيارت نمايد، هزار هزار ـ يعنى يك ميليون ـ حجّ ثواب زيارتش مى باشد.

مستدرك الوسائل: ج 10، ص 359، ح 2

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:47  توسط هنرآموز | 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:45  توسط هنرآموز | 
 بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم
Image hosted by allyoucanupload.com
سلام بر تو اي اي پيامبر اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.
و......
 باز هم مدينه بر خاك سياه اندوه نشسته و سكوتي ژرف، همه جايش را فرا گرفته است. دوباره گرد و غبار بر ديوارهاي گلين خانه ها نشسته است. باد غربت در كوچه باغ هاي خزان زده شهر، خود را به در و ديوار مي زند و آواره مصيبت روح جاوداني صبر، امام مجتبي عليه السلام است.
Image hosted by allyoucanupload.com
 با سلام
دوستان عزيز رحلت «رسول گرامي اسلام»،شهادت «امام حسن مجتبي(ع)» و ثامن الائمه «امام رضا(ع)» بر شما تسليت باد.
در مـــــــــــدح ثامــــــن الائـــــــمه
خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...

 
MIADGAH IS THE BEST
زنده تر ، تابنده تر از هر چه خورشید ی

اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب.

مهدى اخوان ثالث
Image hosted by allyoucanupload.com
ولايت عشق

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده ميداند و می فرمايند:

«نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. »

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود. مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند.»

امام رضا (ع) در ماه ذيقعده سال ۱۴۸ هجري قمري در مدينه ديده به جهان گشود و پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام موسي كاظم (ع) در سن ۳۵ سالگي به امامت رسيد. امام رضا (ع) در طي بيست سال دوران امامت خود با سه خليفه عباسي هم عصر بود:
۱- هارون الرشيد به مدت۲ سال
۲- امين به مدت ۵ سال
۳- مأمون به مدت۱۳ سال
بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مأمون بود. مأمون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مأمون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايتعهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مأمون سرباز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگر چه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايتعهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام (ع) براي خود نديد.

سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹ صفر سال ۲۰۳ ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.
 
Image hosted by allyoucanupload.com
ای آشناي غريب

اي عصمت هشتم! کوچه هاي نيشابور، هنوز بوي کلام عطرآگين تو را دارد.هر روز که خورشيد خراسان، سينه ريز زرينش را از شوق مي درد و انبوه دانه هاي طلايي اش از فراز آسمان بر حَرَمت مي پاشد، کبوتر دل، بهانه کنان به سوي حرم تو پر مي کشد؛ همان وتري که هر روز، به سوي دانه هاي مِهري مي رود که برايش مي پاشي.
هواي صحن و سراي تو، پُر از زمزمه است و آسمان آکنده از ذرات لطيف حضوري است که چهره زائران خسته را مي نوازد. در بارگاه تو، هيچ کس غريب نيست. سلام بر تو اي آشناي غريب! سلام بر تو، که توس، با آمدنت مدينه ايمان شد. و ما هر روز، در «مشهد» عاشقان، نگاهمان را به نگاه تو پيوند مي زنيم.
هر سحر، به کوچه هاي ايوان نگاه روشنت کوچ مي کنيم و چون پرنده اي غريب، به گوشه حَرَمت پناه مي بريم.
هر روز، در سايه سار مزارت مويه کنان، شانه هاي خسته مان را مي لرزانيم.
هر شب، فانوس اشک هامان را روشن مي کنيم و دست هاي عاطفه مان را به دامان پر مهر و محبت تو مي آويزيم.
و انگور، زهر آگين است ...
مقابل هم نشسته اند؛ يک سو نهايت نفرت و ديگر سوي، نهايت مهرباني!
مأمون، سرا پا کينه و امام سرا پا کَرم. برقي شوم، در نگاه مأمون موج مي زند و چشم هاي گستاخش، پرده از راز مخوف درونش بر مي دارند! و چشم هاي نجيب امام، سر به زير و محجوب و آگاه از اسرار نهاني مأمون!
مقابل هم نشسته اند؛ يکي از تبار پست ترين زمينيان و ديگري از نسل پاک ترينِ آسمانيان. مقابل هم نشسته اند؛ يکي بنده بي چون و چراي شيطان و ديگري همسايه ديوار به ديوار خدا. ثانيه ها، لنگ لنگان قدم بر مي دارند، ضربان زمان، کند شده و نفس هايش به شماره افتاده؛ حتّي هوا هم احساس خفگي مي کند.
دستی پيش ميرود. دستی که قرار است روسياهی خود را بر اوراق تاريخ بنگارد. دست خوب می داند که انگور، زهرآگين است. نگاه امام گذشته ها را مرور ميکند ...
نگاه امام عليه السلام زاير کوچه پس کوچه های مدينه ميشود.
نگاه امام، به طواف يک در سوخته ميرود.
نگاه امام، به در خانه کريم اهل بيت عليه السلام ميرود.
نگاه امام در غربت، مدينه را ميجويد.
و امام همچنان آرام است.
لحظه ها می ايستند. صدای مويه ملايک بلندتر می شود.
دست، خوشه انگور را به سمت امام درار ميکند. دست بی شرمانه مرگ را به امام تعارف می کند:
"بفرماييد ... يابن الحسن از اين انگور ميل کنيد." و رضا (ع) تبسمی تلخ بر لب می نشاند و ...

 
Image hosted by allyoucanupload.com
سخنان تابناک امام رضا علیه السلام

آیا بدون شناخت امام رضا علیه السلام و بهره گیری از نور و دانش و معارف او می توان ادعای پیروی از حضرتش را داشت؟ و چگونه کسی که از سنن معصومان علیه السلام تبعیت نکرده و از نورهدایت آنان بهره مند نشده در روز قیامت امید شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او را دارد؟!
بر ماست که در گفتارها و وصایای آنان که به مثابه گنجینه های تمام ناشدنی و نعمتهای بی نظیرند، بخوبی کاوش کنیم.
امام هشتم میراثی عظیم از معارف و علوم، بویژه در حکمت الهی و بیان فلسفه و علل احکام و رد بر مذاهب باطله، از خویش بر جای نهاده است.
در این مطلب قصد داریم تعدادی از سخنان این امام بزرگوار را بیان نماییم تا از آنها بهره مند شویم.
علی بن شعیب گوید:
" بر ابوالحسن الرضا علیه السلام وارد شدم. از من پرسید: ای علی! زندگی کدام یک از مردم بهتر است؟ عرض کردم: سرورم! شما از من بدان آگاه ترید. فرمود: ای علی! هر کس که زندگی دیگری در زندگی او نکو شود. ای علی! زندگی کدام یک از مردم بدتر و ناگوارتر است؟ عرض کردم: شما داناترید؟
فرمود: کسی که دیگری در زندگی او زندگی نکند. ای علی! با نعمتها، همسایه خوبی باشید که آنها رام نشده هستند و اگر از قومی گرفته شدند به آنها باز نخواهند گشت.
ای علی! بدترین مردمان کسی است که میهمانش را باز دارد و به تنهایی بخورد و بنده اش را بزند. به خداوند خوش گمان باش. هر کس که گمان خود را به خداوند نکو کند، خداوند نیز او را ناامید نخواهد کرد. و هر که به روزی کم راضی شد، به عمل کم از او راضی خواهد شد و هر که به اندک از حلال خرسند شود، هزینه اش سبک گردد و خانواده اش از نعمت برخوردار خواهد شد و خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا سازد و او را به سلامت از دنیا به دارالسلام بیرون برد. بخیل را آرامش، حسود را لذت، ملول را وفا و دروغگو را مروت نیست."(1)
و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
" وحشتناک ترین (صحنه ها) برای انسان سه جاست: روزی که زاده می شود و دنیا را می بیند، و روزی که می میرد و آخرت و اهل آن را مشاهده می کند، و روزی که برانگیخته می شود و احکامی را می بیند که در سرای دنیا ندیده است. خداوند در این سه جا بر یحیی و عیسی علیه السلام درود فرستاده است. درباره یحیی فرمود:

وَ سَلامٌ عَلیهِ یَومَ وُلِدَ وَ یَومَ یَمُوتُ وَ یَومَ یُبعَثُ حَیّاً.(2)
" و درود بر او روزی که زاده شد و روزی که می میرد که زنده برانگیخته می شود."
و درباره عیسی فرمود:

وَالسَّلامُ عَلَیَّ یَومَ وُلِدتُّ وَ یَومَ أَمُوتُ وَ یَومَ أُبعَثُ حَیّاً(3)
" و درود بر من روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم."
خرد انسان مسلمان تمام نگردد مگر آنکه در او ده ویژگی باشد: از او امید خیر باشد، از بدی او در امان باشند، خیراندک از سوی دیگران را بسیار شمارد، خیر بسیار خود را کم انگارد، هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود، در طول عمر خود از دانش جویی خسته نشود، فقر در راه خدا برایش محبوب تر از توانگری باشد، خواری در راه خداوند برایش محبوب تر از سرفرازی در راه دشمن خدا باشد، گمنامی برایش شیرین تر از شهرت و بلندآوازگی باشد. سپس فرمود: دهم، و دهمی چیست؟ گفته شد: چیست؟ فرمود: کسی را نبیند جز آنکه می گوید او بهتر و پرهیزکارتر از من است.
همانا مردم دو دسته اند: یکی بهتر و باتقواتر از او و دیگر بدتر و پست تر از او. پس چون با بدتر و پست تر از خود دیدار کند، گوید: شاید خوبی این مرد پنهان باشد این برای او بهتر باشد و خوبی من نمایان است و این برای من بدتر است و چون به کسی که بهتر و با تقواتر از اوست برخورد کند برای او فروتنی کند تا بدو ملحق شود پس چون چنین کند، بزرگی اش فزونی گیرد و خوبی اش بهتر شود و یادش نکو گردد و بر اهل زمانه سروری یابد. (4)

پی نوشت ها:
1- فی رحاب ائمة اهل البیت- سیره حضرت امام رضا علیه السلام، ص 148.
2- سوره مریم، آیه 15.

3- سوره مریم، آیه 32.

4- فی رحاب ائمة اهل البیت- سیرة حضرت امام رضا علیه السلام، ص 147.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:42  توسط هنرآموز | 
صورتجلسه گروه آموزشی علوم دامی و گلکاری

 

بسمه تعالی

 

صورتجلسه گروه آموزشی کار ودانش( دامپروری و گلکاری)

تاریخ: 13/12/86

ساعت شروع: 30/12

ساعت پایان : 30/13

محل برگزاری دفتر مدیریت محترم هنرستان کشاورزی شهید باهنر

دستور جلسه:

1- بررسی و پیگیری مصوبات جلسه قبل

2 – نقد و بررسی کتب درسی

3 – بررسی سوالات و نتایج امتحانات نوبت اول

4 – بررسی امکانات کارگاهی

سومین جلسه گروه آموزشی دامپروری و گلکاری هنرستان کشاورزی شهید باهنر راس ساعت مقرر با حضور مدیریت محترم هنرستان و کلیه هنرآموزان و سرپرستان بخشها راس ساعت مقرر در محل دفتر مدیریت برگزار  و در رابطه با موضوعات زیر بحث و تبادل نظر و تصمیم گیری به عمل آمد:

1 – در رابطه با پیگیری مصوبات قبلی از جمله نحوه برگزاری امتحانات ، تهیه لباس کار،تهیه فیلم های آموزشی و غیره اقدامات مناسبی انجام گردیده است و فقط در مورد برگزاری کلاس  آموزش رایانه به علت عدم استقبال هنرجویان اقدامی به عمل نیامده است.

2 -  در مورد نتایج امتحانات با توجه به نتایج بدست امده و تجزیه و تحلیل نمرات هنرجویان مشخص گردید که  وضعیت تحصیلی دانش آموزان در دروس تخصصی مطلوب می باشدو سطح نمرات رضایت بخش می باشد. که در این رابطه وضعیت کلاسهای سوم بهتر ولی کلاسهای دوم دارای مشکلاتی می باشند.

3 – با توجه به تغییرات محسوس در رفتار و وضعیت یکی از داتش آموزان بنام رضا اسکندری مقرر گردید ه این دانش آموز به مشاور معرفی گردد.

4 -  با توجه به اقدام شایسته مدیریت هنرستان در رابطه با برگزاری کلاسهای تقویتی و کنکور آقای محمدرضا هندی از هنرآموزان آموزشگاه جهت هماهنگی و برنامه ریزی کلاسهای مذکور انتخاب گردید.

5 – با توجه به اطلاعات  بدست آمده از نتایج کنکور مشخص گردید که درصد قبول دانش آموزان دامپروری بیشتر از رشته دیگر می باشد که مقرر گردید توسط هنرآموزان اقداماتی جهت ترغیب و تشویق دانش آموزان رشته گلکاری به ادامه تحصیل و شرکت در کنکور آموزشکده های فنی و حرفه ای به عمل آید.

6 – با توجه به کمبود منابع درسی و کمک درسی به خصوص در رشته گلکاری  مقرر گردید اقداماتی جهت تهیه منابع درسی و کمک درسی به عمل آید.

7 – در مورد امکانات کارگاهی توسط سرپرست بخش دامپروری برنامه هایی جهت بهبود وضعیت موجود ارائه گردید از جمله احداث سالن زایشگاه جهت گاو داری  ایجاد پوشش جهت گوساله دانی نرده کشی آخور در جایگاهها  که با موافقت مدیر محترم هنرستان اقدامات لازم به زودی آغاز خواهد شد.

8- در مورد بررسی روند اجرای احداث گلخانه صنعتی به جهت کمبود وقت و حجم کاری زیاد به جلسه دیگری موکول شد.

9 – در پایان از حضور کلیه همکاران و مدیریت محترم هنرستان تشکر و قدر دانی به عمل آمد.

 

1 – محمدحسین شه پوشان (مدیریت هنرستان)                2- احمد میرزایی ( هنرآموز و نماینده دبیران و هنرآموزان)

 

 

3 – محمدتقی قربانی (هنرآموزوسرگروه دامپروری)        4 – احمدرضا نظری (هنرآموزسرگروه گلکاری)

 

 

5 – علی اصغر حیدری (هنرآموز)                             6 – بهزاد عاشق حسینی(هنرآموز)

 

 

7 – محمد رضا هندی    (هنرآموز)                             8 – سیدعلی صمدی ( سرپرست بخش زراعت)

 

 

9 – ابوالقاسم عرب ( سرپرست بخش دامپروری

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:26  توسط هنرآموز | 

**  هنرستان کشاورزی شهید باهنر خمین در زمینی با مساحت ۸۰هکتار زمین در جاده خمین -تهران واقع

     شده است و دارای ظرفیت لازم برای ثبت نام ۲۰۰نفرهنرجو می باشد .

**  کلیه هنرجویان پذیرفته شده از امکانات رفاهی  شبانه روزی ،خوابگاه ،تغذیه و ... به صورت رایگان

    استفاده خواهند نمود .

**  به اسناد بخشنامه شماره 34018713.5  به تاریخ 80.11.14 وزارت آموزش و پرورش مشمولین

    فارغ التحصیلان دارای دیپلم رشته های کشاورزی به عنوان سرباز سازندگی در بخش های مختلف جهاد –

    کشاورزی خدمت سربازی را مشغول خواهند بود .

**  ثبت با شرايط خاص هنرستان از تاريخ  1 تير ماه لغايت 30 شهريور ماه  همه روزه در وقت اداري بجز

روزهاي  پنجشنبه و جمعه

**  مکان ثبت نام :  خمین شهابیه هنرستان کشاورزی شهید باهنر

**  تلفنهای تماس :  ۲۳۶۳۳۴۳ و  ۲۳۶۳۳۴۴

**  واجدین شرایط ثبت نام :  دانش آموزان سال سوم راهنمايي و اول دبیرستان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:54  توسط هنرآموز | 
اخباردامپروري

 

معاون وزير جهاد كشاورزي: طرح جامع نظام دامپروي سال آينده اجرا مي‌شود  1/12/86

به گزارش خبرنگار دامپروري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)،‌ نظام‌الدين سجادي، معاون امور دام وزارت جهاد كشاورزي امروز سه‌شنبه در حاشيه اولين كنگره بين‌المللي دامپزشكي طيور كشور  از اجراي طرح جامع نظام دامپروي در سال آينده خبر داد و تصريح كرد: مراحل نهايي اين طرح در مجلس طي شده است و به منظور تعيين زمان اجراي اين طرح در مجلس راي گيري انجام و پس از تاييد آن از سوي شوراي نگهبان، اجرا مي‌شود. سجادي در پايان تصريح كرد: اصل طرح قطعا مورد تاييد است و پيش‌بيني مي‌شود سال آينده اجرا شود

منبع : ايسنا

 

هيچ موردمشكوكي از آنفلوآنزاي مرغي در ميان پرندگان مرده در یزد مشاهده نشده است 1/اسفند/1386

 
مديركل محيط زيست استان يزد گفت: علي‌رغم انتقال تعداد زيادي پرنده مرده به دامپزشكي خوشبختانه تاكنون هيچ مورد مشكوكي از ابتلا به آنفلوآنزاي مرغي در استان يزد مشاهده نشده است


 اظهار كرد: از جمله اقدامات صورت گرفته در راستاي مبارزه با ابتلا به آنفلوآنزاي مرغي اعلام ممنوعيت شكار پرندگان به شكارچيان و نيز جلوگيري از ورود هر نوع طيور زنده و مرده از طريق گمرك به استان يزد است

 

وي افزود: آموزش‌هاي لازم در زمينه برخورد با موارد مشكوك نيز به كاركنان محيط زيست ارائه شده است و افراد واكسينه شده‌اند و زيستگاه‌هاي استان نيز از نظر بروز تلفات بررسي شده و دستورات لازم در زمينه بروز موارد مشكوك به كليه كاركنان ابلاغ شده است

 

مديركل محيط زيست استان يزد تصريح كرد: در اين زمينه همچنين كليه آبگيرها، سدهاي خاكي و مزارع و آب‌بندهاي استان پايش مستمر شده و بازديدهاي مشتركي نيز با دامپزشكي در سطح استان انجام شده است و گونه‌هاي زيستي درگير در تلفات نيز مورد بررسي قرار گرفته‌اند

 

حسيني با اشاره به برگزاري دوره آموزش محيط‌بانان و كارشناسان محيط‌زيست و مسؤولين صدور پروانه شكار در خصوص هشدارهاي لازم در زمينه شكار پرندگان، اظهار كرد: از جمله راه‌هاي انتقال بيماري آنفلوآنزا پرنده به پرنده، پرنده به انسان و نيز منابع آبي آلوده است.

منبع: سلامت

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 16:3  توسط هنرآموز | 
تمام پروش دهندگان گوساله اين تجربه را داشته اند، همه چيز بخوبي پيش مي رود، ناگهان نسبتي از گوساله ها به نوعي درمان نياز دارند چرا که موج اسهال بالا و بالاتر مي رود. هيچ دليل مشخصي براي اين نيست.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 16:2  توسط هنرآموز | 

تاريخ : چهارشنبه  24/10/1386

اقلام / انواع

         

سبوس

قزاقستان

       

قيمت ريال

2100 ريال واريز        

جو

امير آباد

       

قيمت ريال

         

سويا

برزيل

بين گرگان

بهپاك بهشهر

خاور دشت

اكسيدانه كرج

قيمت ريال

پرك4560ريال

پلت4660ريال

 

4870ريال

فله 4850ريال

كيسه4880ريال

4770 ريال

كنجاله كلزا

         

قيمت ريال

         

ذرت

برزيل

       

قيمت ريال

بندر2970 ريال

       

كنجاله تخم پنبه

 قزاق        

قيمت ريال

 4020ريال نقدي        

كنجاله آفتابگردان

         

قيمت ريال

         

قيمت ها تحويل درب كارخانه يا بندر مي باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:59  توسط هنرآموز | 
شب معراج و نشانه های ظهور

در حدیث مبارکی که ابن عباس از زبان پر نور آورندۀ اسلام حضرت محمد بن عبدا...(ص) نقل کرده به نشانه هایی در رابطه با قیام جهانی حضرت صاحب الامر(ع) تصریح شده است که به نظر خوانندگان عزیز می رسد:
ابن عباس می گوید: در شب معراج مطالبی به رسول اکرم(ص) وحی شد که باید به وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین(ع) خبر داده شود و نیز به ائمه بعد از آن حضرت. بعد فرمودند که خداوند برای آخرین آنها نشانه هایی بیان فرمودند:
1- عیسی بن مریم پشت سر آن بزرگوار نماز می خواند.
2- زمین را پر از عدل و داد می کند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد.
3- بندگانم را به وسیلۀ او(امام عصر) از هلاکت نجات می دهم.
4- گمراهان را به وسیلۀ او هدایت می کنم.
5- نابینایان و بیماران را به وسیلۀ او شفا می دهم.
عرض کردم خداوندا! آن کی خواهد شد؟ خطاب رسید:
6- هر گاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی به جای آن نشیند. قرائت قرآن زیاد اما عمل به آن کم شود.
7- قتل و کشتار زیاد شود.
8- فقها و هدایت کنندگان واقعی کم شوند(اشاره است به وجود علمای ربانی)
9- علمای فاسق(بی عمل) و خیانتکار زیاد شوند(آنان که دین را به فکر خود معنی می کنند.)
10- شعرا زیاد شوند.
11- امت شما قبرستانها را مساجد قرار دهند.
12- قرآنها را زینت کنند.
13- مساجد را مجلل بسازند.
14- جور و فساد زیاد شود.
15- منکرات ظاهر شود.
16- امت شما امر به منکر کنند.
17- پیروان شما نهی از معروف کنند.
18- مردها به مردها اکتفا کنند.
19- زنان به زنان قناعت کنند.
20- زمامداران کافر شوند.
21- دوستان حکمرانان گنهکاران باشند.
22- یاوران آنها ستمگران باشند.
23- صاحبان رأی و نظر از آنان فاسقان باشند.
24- سه خسف(1) در دنیا واقع شود: یکی خسف در مشرق، خسف دیگر در مغرب و خسف سوم در جزیرة العرب.
25- خراب شدن بصره به دست یکی از ذرای تو(سید) که زنگیها دنبالش را بگیرند.
26- قیام مردی از اولاد امام حسین(ع)
27- ظهور دجال و قیامش از سجستان.
28- خروج سفیانی.

پی نوشت: 1- فرو رفتگی زمین * 2- إثباة الهداة، ج7، ص390و391
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:57  توسط هنرآموز | 
كوروش بزرگ بنيادگذار ايران از اين دنيا رفت
آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد ــــــــ مراسم 2500 ساله ايجاد امپراتوري ايران دربرابرآرامگاه كوروش ــــ كوروش
آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:52  توسط هنرآموز | 

کارکردن در ویندوز بدون ماوس

.کپی می کند (Clip Board) تصویری از کل صفحه نمایش را در حافظه = Print Screen

 کلیک راست روی صفحه = F10 + Shift

 Favoriteکلید میانبر برای اضافه کردن نام یک سایت به منوی = D + Ctrl

Alt فواید کلید

.کپی می کند  Clip Boardفقط پنجره فعال را در  = Print Screen + Alt

 Home Page ورود به صفحه  = Home + Alt

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:50  توسط هنرآموز | 

عمليات كربلاى 7

13 اسفند 1365 - عمليات كربلاي 7درمنطقه عملياتي حاج عمران آغازشد. دراين عمليات كه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران آن را با موفقيت به انجام رساند؛ چند منطقه ازحاج عمران و ارتفاعات مهمي درمنطقه عملياتي ازوجود دشمن بعثي پاك

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:48  توسط هنرآموز | 

سرنوشت قاتلان و دشمنان سید الشهدا علیه السلام
سرنوشت ستم‌پيشگان

قسمت هفتم

32- حصین
وی از جمله قاتلان سیدالشهدا ارواحنا فداه بود که در نبرد میان سپاهیان ابراهیم بن اشتر و ابن زیاد دستگیر شد. مختار پس از شکر بر دستگیری او دستور داد آنقدر گوشت‌های تنش را ببرند تا بمیرد (حکایه المختارفی اخذ الثار، ص55).


33- حصین بن تمیم
عصر عاشورا پس از مدت طولانی نبرد و ننوشیدن آب در آن هوای گرم، تشنگی بسیار به سیدالشهدا ارواحنا فداه فشار آورد. ایشان تلاش نمودند تا به فرات دست یابند که یزیدیان مانع شدند. در این میان حصین بن تمیم تیری را به گلوی ایشان زد.
به محض آنکه سیدالشهدا ارواحنا فداه تیر را از گلو بیرون آوردند، خون به بیرون فواره زد. حضرت دو دست مبارکشان را از خون گلو پر کرده و خون‌ها را به سمت آسمان پاشیدند.سپس دست به دعا برداشته و فرمودند:
خدایا از تعداشان بکاه و پشت سر هم ایشان را بکش و هیچیک از ایشان را بر زمین باقی مگذار. و باز نفرین نمودند.
نقل شده حصین بی‌درنگ دچار چنان عطشی شد که از شدت تشنگی چشمانش نمی‌دید. تشنگی او هیچگاه پایان نیافت. هر چه آب و شیر می‌نوشید باز فریاد می‌زد :«به من آب بدهید. از تشنگی مردم.» او آنقدر نوشید تا شکمش همانند شکم گاو ترکید(ملحقات احقاق الحق،ج27،ص204؛ حاشیه وقعه الطف، ص251؛ موسوعه الکلمات الامام الحسین علیه السلام،ص502 به نقال از الکامل فی التاریخ ، با این تفاوت که تیر انداز را دارمی معرفی کرده است).


34- حصین بن مالک
در آخرین اوقات عاشورا مردى كه كنيه او ابو الحتوف جعفى بود تيرى به طرف سیدالشهدا ارواحنا فداه انداخت و آن تير به پيشانى نورانى امام عليه السلام فرو رفت. وقتى امام آن را بيرون آورد خون‏ها بر پيشانى و محاسن مباركش جارى شد. سپس آن بزرگوار فرمود:
پروردگارا! تو حال مرا مى‏بينى كه از دست اين مردم معصيت‏كار چه مي‌كشم! بار خدايا! اينان را نابود كن. اينان را هلاك نما. احدى از ايشان را بر روى زمين مگذار و هرگز آنان را مورد آمرزش قرار مده!
سپس نظير شيرى خشمناك بر آن گروه سفاك حمله كرد. احدى از آن ستمكيشان نزد آن ثانى حيدر كرار نزديك نمى‏شد مگر اينكه او را با شمشير پاره مي‌كرد و به دوزخ مي‌فرستاد. تير دشمنان از هر طرف به سر آن حضرت فرو مي‌ريخت و آن بزرگوار آنها را به وسيله گلو و سينه مبارك خود دور مي‌كرد و مي‌فرمود:
اى امت نابكار بعد از حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله چقدر با عترت او بد رفتارى كرديد!؟
آيا نه چنين است كه بعد از كشتن من هرگز از كشتن بنده‏اى از بندگان‏ خدا باكى نخواهيد داشت، بلكه پس از كشتن من، آدم كشی براى شما سهل خواهد شد. به خدا قسم من اميدوارم كه پروردگارم مرا به وسيله شهادت گرامى بدارد و انتقام مرا از شما از طريقى كه ندانيد بگيرد.
حصين ابن مالك سكونى فرياد زد و گفت: «يا بن فاطمه، خدا چگونه انتقام تو را از ما خواهد گرفت؟»
سیدالشهدا ارواحنا فداه فرمود: شر خودتان را دامنگير شما مي‌كند و خون شما را مى‏ريزد. سپس عذاب دردناك را بر شما مسلط مي‌نمايد(بحارالانوار،ج45،ص52).
هر چند در منابع صحبتی از سرنوشت این جنایتکار نیامده لیکن می‌توان بر اساس آنچه تا کنون دیدیم حدس بزنیم چه شده و چه فرجامی یافته است.


35- حصین بن نمیر
او از بزرگان سپاه ابن زیاد بود و آخرین جنایت او این بود که در لحظات پایانی عمر سید الشهدا هرکس جنایتی روا می‌داشت او تیری را به دهان مبارک سیدالشهدا ارواحنا فداه زد (المناقب، ج4، ص111). او سر مبارک آن حضرت را برای خود شیرینی نزد ابن زیاد به گردن اسبش آویخته بود (تذکره الخواص، ص253).
در نبردهای خون‌خواهی سیدالشهدا ارواحنا فداه، پس از لشكر شراحيل بن ذى الكلاع است كه با چهار هزار نفر از طرف عبيد اللَّه ابن زياد آمده‏ بودند حصين بن نمير با تعداد چهار هزار نفرو بعد از آن صلت بن ناجيه غلابى با چهار هزار نفر و به رقه آمدند.
لشكر سليمان بن صردحركت كردند تا بر لشكر شام مشرف گرديدند. مسيب به ياران خود گفت: «به لشکر شام حمله كنيد.» وقتى لشكر عراق حمله كردند لشكر شام شكست خورد و گروه فراوانى از آنان كشته شدند. لشكر عراق غنيمت بزرگى از آنان به دست آورد. سپس مسيب به آنان دستور مراجعت داد و آنان نزد سليمان برگشتند.
موقعى كه اين خبر به ابن زياد رسيد حصين بن نمير را به سوى لشكر عراق اعزام نمود و به قدرى لشكر به دنبال او فرستاد كه تعداد آنان به بيست هزار نفر رسيد. ولى تعداد لشكر عراق در آن روز فقط سه هزار و صد نفر بود. سپس دو لشكر آماده كارزار شدند. عبد اللَّه بن ضحاك بن قيس فهرى بر ميمنه و مخارق بن ربيعه غنوى بر ميسره و حصين بن نمير سكونى در قلب لشكر شام برقرار شدند. مسيب نجيه فرازى بر ميمنه و عبد اللَّه بن سعد بن نفيل ازدى بر ميسره و رفاعة بن شداد بجلى بر جناح و سليمان بن صرد خزاعى بر قلب لشكر عراق مستقر گرديدند و دو لشكر متوقف شدند.
پس از اين جريان اهل شام فرياد زدند: «شما بايد مطيع عبد الملك مروان شويد.» اهل عراق فرياد زدند: «شما بايد عبيد اللَّه بن زياد را به ما تسليم نمایيد و مردم بايد از اطاعت ابن مروان و آل زبير خارج شوند و امر خلافت به اهل بيت پيغمبر اکرم صلی الله علیه و آله تسليم گردد.» دو لشكر پيشنهاد يك ديگر را نپذيرفتند و به هم حمله كردند. سليمان اهل عراق را براى قتال وادار مي‌كرد و آنان را به كرامت خدا بشارت مي‌داد.سپس نيام شمشير خود را شكست و متوجه اهل شام گرديد و ....
در این نبرد حصین بن نمیر به دست شریک بن خریم تغلبی کشته شد. با کشته شدن او سپاه شام دچار بحران شد. سر بریده او را ابتدا به نزد مختار و سپس امام سجاد علیه السلام ارسال کردند (امالی شیخ طوسی، ص241-242؛ بحارالانوار، ج45،ص381-382؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص232 و 234؛ تجارب الامم، ص 163-164).


36- حفص بن عمر بن سعد
وی بنا بر برخی نقل‌ها در کربلا حضور داشته است (بحارالانوار،ج44،ص388) هرچند خود منکر این حضور بوده است با این حال به اینکه پدرش عمر سعد رهبر سپاهیان ابن زیاد بوده افتخار می‌کرده است (مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2،ص221).
مختار به عمر سعد بنا به درخواست عبدالله بن جعد(فخری منتخب طریحی، ج2،ص324) تا وقتی که در کوفه بماند امان داده بود. بنا بر روایتی از امام محمد باقر علیه السلام متن امان نامه مختار به نحوی بوده که عمر سعد هرنوع حرکتی(حتی در حد یک دستشویی رفتن) نقض می‌شده است(بحارالانوار،ج45،ص378).
شخصى نزد عمر سعد آمد و گفت: «من شنيدم مختار قسم مي‌خورد كه مردى را خواهد كشت.گمان مي‌كنم كه تو باشى.»
عمر بن سعد از كوفه خارج و وارد حمام شد (موضعى بود خارج از كوفه) به عمر گفته شد: «گمان مي‌كنى اينجا از نظر مختار مخفى خواهد بود؟» به همین سبب عمر شبانه وارد خانه خود گرديد.
راوى مي‌گويد وقتى صبح شد من نزد مختار رفتم. هشيم بن اسود هم آمد و نشست. پس از او حفص كه پسر عمر سعد بود آمد و به مختار گفت: «پدرم مي‌گويد:پس آن عهد و پيمانى كه بين من و تو بود چه شد؟»
مختار به وى گفت:«بنشين.»
سپس مختار ابو عمره را خواست. ناگاه ديدند مردى كوتاه قامت كه غرق سلاح بود آمد. مختار در گوش ابوعمره سخنى گفت و دو مرد ديگر را خواست و به آنان گفت: «با ابو عمره برويد.»
ابوعمره و بقیه رفتند. به خدا قسم من گمان نمي‌كردم ابو عمره به خانه عمر بن سعد رسيده باشد كه ناگاه ديدم وى با سر بريده ابن سعد مراجعت نمود. مختار به حفص كه پسر عمر بود گفت: «اين سر را مي‌شناسى؟»
حفص گفت:«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.»
مختار به ابو عمره گفت: «حفص را به پدرش ملحق كن.»
وقتى حفص كشته شد مختار گفت: «عمر در عوض امام حسين علیه السلام و حفص در عوض على بن الحسين علیهما السلام.ولى نه اينكه خون اينان با خون حسين و على بن الحسين علیهم السلام برابرى كند(امالی شیخ طوسی،ص243؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2،ص222؛تجارب الامم،ج2،ص151-153؛ حاشیه وقعه الطف، ص253؛ بحارالانوار، ج45، ص378).» بنا بر برخی نقل‌های دیگر یکی از حاضران این جمله را گفته که با اعتراض جدی مختار مواجه می‌شود که اگر سه چهارم مردم زمین در ازای یک بند انگشت امام حسین علیه السلام کشته شوند کم است(فخری منتخب طریحی، ج2،ص325؛ بحارالانوار، ج45، صص379).
مختار پس از ارسال سرهای آن دو به نزد محمد بن حنفیه، پیکر و خانه‌های آنان را سوزاند(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص223.

ادامه دارد ...

سید هاشم ناجی موسوی جزایری
بازنويسي: محمود مطهری نیا

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:45  توسط هنرآموز | 
امام باقر (عليه السلام) :
كَأنِّي بِأصحَابِ القَائِمِ (عليه السلام) وَقَد أَحَاطُوا بِمَا بَينَ الخافِقَينِ .

گويا ياران قائم را مى بينم كه بر شرق و غرب عالم مسلّط شده اند .

(كمال الدين : 673)
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:42  توسط هنرآموز | 

دومین جلسه گرو ههای اموزشی دامپروری و گلکاری در مورخه ۱۳/۱۲/۸۶/با حضور مدیریت و کلیه هنرآموزان برگزار گردید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:24  توسط هنرآموز | 
بسم الله الرحمن الرحیم

به وبلاگ هنرستان کشاورزی شهید باهنر خوش آمدید

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 9:56  توسط هنرآموز |