نذر علقمه

بوي محرم آمده اينجا حرم زنيد
روزي اشک گريه کنان را رقم زنيد
اين چشمها که به درب حسينيه مانده است
يک مرتبه به خانه خود قدم زنيد
مرهم ترين دواي دل زخم خورده است
هر پلک کوچکي که شما روي هم زنيد
يک شب بدون گريه بميرم اگر مرا
از کاروان روضه نشينان قلم زنيد
من نذر علقمه شده ام تا دل مرا
با شال روضه‌هاگره اي بر علم زنيد
عمري به انتظار شما مي کشد نفس
يک سر به آرزوي دل مادرم زنيد
حسين ترجمه ي اسم اعظم است

هر جا که ميروم ز غمت ديده پر نم است
هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

عمري گريستم که موظف به گريه ام

گر نُه فلک به گريه شود باز هم کم است

مريم که در کتاب خدا ذکر نام اوست

يک زينب تو اسوه و استاد مريم است

يک « يا حسين» گفتن من رمز آبروست

نام حسين ترجمه ي اسم اعظم است